اسرار زمین tag:http://mr201.mihanblog.com 2019-09-13T04:35:37+01:00 mihanblog.com سنگهای عجیب ایکا 2013-03-13T15:35:37+01:00 2013-03-13T15:35:37+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/112 برادر 201 ایکا نام شهری است در پرو که اکنون مرکز استان کواستال می باشد و در 300 کیلومتری شهر لیما، پایتخت پرو قرار دارد. این شهر در حاشیه بیابان آتاکاما و نزدیک رودخانه ایکا بنا شده است، جایی میان کوه و اقیانوس آرام. فاصله چندانی با نازکا ندارد.      سنگ های ایکا ظاهراً یکی از آثار باستانی ایکاست که اکثر طرفداران نظریه فرازمینی­ ها با آن آشنایی دارند. اما داستان این سنگ ها چنان مخدوش است که به جز کنث فدر، سایر باستان شناسان علاقه ای به سنگ های مذکور از خود نشان ندادند. ال ایکا نام شهری است در پرو که اکنون مرکز استان کواستال می باشد و در 300 کیلومتری شهر لیما، پایتخت پرو قرار دارد. این شهر در حاشیه بیابان آتاکاما و نزدیک رودخانه ایکا بنا شده است، جایی میان کوه و اقیانوس آرام. فاصله چندانی با نازکا ندارد.

      سنگ های ایکا

سنگ های ایکا ظاهراً یکی از آثار باستانی ایکاست که اکثر طرفداران نظریه فرازمینی­ ها با آن آشنایی دارند. اما داستان این سنگ ها چنان مخدوش است که به جز کنث فدر، سایر باستان شناسان علاقه ای به سنگ های مذکور از خود نشان ندادند. البته کنث فدر نیز در مقام تایید و تمجید بر نیامد که با هدف اثبات کذب بودن داستان وارد گود شد. در این مقاله سعی داریم تصویری شفاف از واقعیت قضیه به دست آوریم، اما این کار حقیقتاً مشکل است چون، روایت یکسان و شفافی از سنگ های ایکا در هیچ منبعی ثبت نشده است.

سنگ های ایکا در واقع مجموعه ای از سنگ های اندوزیتی بوده که سطح آنها پوشیده از تصاویر دایناسورها و فناوری پیشرفته است و آن را متعلق به عهد باستان می دانند. همان طور که در تصاویر نیز پیداست، اندازه سنگ ها متفاوت است. مطابق ادعای چارلز بلیتز سنگ ها را در حوالی روستای اکوکاجی و ایکا یافته اند . 1

سنگ های ایکا + ica stones

گفته می شود که پدر ژاویر کابررا، انسان شناس فرهنگی اهل ایکای پرو، در ابتدای دهه ی 1930 چند صد نمونه از این سنگ ها را در آرامگاه های ایکاهای باستان در درون غاری یافت ۲  اما فیلیپ کوپنز و مجله فورتین تایمز اعتقاد دیگری دارند. آنها می گویند که دوست ژوایر کابررا در تولد 42 سالگی (در دهه 1960)  ژاویر به او سنگی هدیه داد که حجاری روی آن حس کنجکاوی ژاویر را بر انگیخت.

ژوایر پس از بررسی هایی متوجه شد که طرح روی سنگ مربوط به نوعی ماهی بوده که میلیون ها سال قبل منقرض شده اند . 3

 داستان این واقعه به دو برادر به نام های کارلوس و پابلو سولدی رسید که از کلکسیونرهای معرف بودند باز میگردد. ایشان بیش از هزاران سنگ از آن دست به دکتر کابررا نشان دادند و 341 سنگ نیز به وی فروختند.

پس از این رویداد، کابررا تعدادی سنگ دیگر نیز از کشاورزی به نام باسیلو اسچویا خریداری نمود به طوری که در اواخر دهه 1970، کابررا تعداد سنگ های خود را 11000 قطعه تخمین زد . ۴ بعضی از منابع ابراز می دارند که طبق ادعای کابررا تعداد سنگ ها از 100 هزار قطعه فزون است . ۵

صحنه های متنوعی بر روی سنگ ها حک شده است:

1-دایناسورهایی که به انسان حمله می کنند یا به وی یاری می رسانند. مانند دایناسورهای گیاه خوار ماقبل تاریخ (brontosaurs)، دایناسورهای سه شاخ (triceratops)، استجوسوروها (stegosaurus) و پتروسورها (pterosaurs)، تیرانوسورس رکس (Tyrannosaurus rex) و ...

2-فناوری پیشرفته مانند استفاده از تلسکوپ و یا پرواز با وسیله نقلیه

3-جراحی های پیشرفته پزشکی مانند جراحی باز قلب و پیوند مغز، کلیه و ...

4-نقشه های ستاره ها و سرزمین های ناشناخته

5- تصاویر بعضی از خدایان

سنگ های ایکا

سنگ های ایکا = موجودات فضایی

ica stones + aliens

سنگ های ایکا + موجودات فرازمینی

تعدادی از متفکرین ، سنگ های ایکا را سندی بر خلاف تئوری های علمی غالب می دانند. کابررا در کتاب "پیام سنگ های حکاکی شده ایکا"  تلاش کرد تا صحنه های نقاشی شده بر روی سنگ ها را به صورت داستان در آورد و از این طریق تاریخ تمدنی که سنگ ها دستاوردشان محسوب می شود را آشکار نماید.

همه می دانیم که شواهد زمین شناختی  و روش های جدید قدمت یابی خبر از انقراض دایناسورها در 60 میلیون سال پیش می دهند. چرا نژاد انسان منقرض نشد؟ وجود چنین تناقضی باشد شد که کابررا دست به ترفندی بزند. او معتقد بود که تکنولوژی باستانی ایکایی که خودش نام مرد جلیپتولیثیک (Gliptolithic) بر آن نهاده است، مربوط به نژاد فرازمینی است که مدت ها قبل با دایناسورها همزیستی داشته و سپس ژنتیک انسان امروزی را مهندسی نموده است.

کابررا بر این باور است که صاحبان سنگ ها بعدها قبل از وقوع فاجعه ای نامشخص از طریق پایگاه فضایی نازکا زمین را ترک کرده و به سیاره ای در خوشه پروین رفته اند . ۶

اما علاوه بر ابهامات موجود در داستان حکاکی ها که به تفسیرهای متفاوتی می انجامد، حکاکی های روی سنگ ها نشان دهنده دانشی محدود در خصوص موضوعاتی نامربوط است و توجه بسیاری از اشخاص را به سمت سئوالاتی از جنبه هایی از علم مدرن و داستان آفرینش منحرف می نماید.

 

عمده دلایلی که مانع از ورود باستان شناسان حرفه ای به حوزه سنگ های ایکا شده است عبارتند از:

1.اگر انسان ها و دایناسورها همزیستی داشته اند، چرا مجسمه یا نقاشی هایی از این قبیل در سایر یافته های باستان شناسی مخصوصاً از سایر قسمت های دنیا پیدا نشده است؟

 آیا تمامی آن دایناسورها در منطقه ایکا یا کشور پرو زندگی می کرده اند؟ جالب تر این که تقریباً تمامی دایناسورهای حکاکی شده بر روی سنگ ها تا کنون شناسایی شده اند. اشتباه نکنید، این گونه ها را با توجه به حکاکی های سنگ های ایکا و طبقه بندی دکتر کابررا شناسایی نکرده اند، بلکه بر اساس فسیل های کشف شده این کار را انجام داده اند. اکثر مطالبی که ما از دایناسورها می دانیم به خاطر فسیل هایی است که طی چند قرن اخیر کشف شده است ، حتی اسکلت دایناسورهای پرنده ریزجسه مانند پتروداکتیلوس (Pterodactylus) که طول بالهایشان به 150 سانتیمتر می رسد و مربوط به 150 میلیون سال قبل هستند، نیز پیدا شده است.

می خواهم بگویم که این بهانه که شاید اسکلت انسان به خاطر کوچک بودن در قیاس با دایناسورها طی میلیون ها سال تا به امروز به مرور متلاشی شده است، قابل قبول نیست. در کنار اسکلت هیچ از دایناسورها، اسکلت انسان یا انسان نمایی کشف نشده است.

                                

2. آیا تصاویر حک شده بر روی بعضی از سنگ ها ی ایکا نشان از کالبدشکافی اجساد توسط مردم ایکا دارد یا مربوط به فناوری های پیشرفته نظیر جراحی باز قلب و پیوند مغز است؟

 اگر بپذیریم تصاویر مربوط به جراحی موجود زنده است، این ایده به ذهن متبادر می شود که اجداد ما با هوشمندان خبره بیگانه در تماس بوده اند و چنان تکنولوژی را باید از ایشان کسب کرده باشند. در این صورت حتی اگر تکنولوژی پیشرفته لازم برای عمل جراحی را نادیده بگیریم، نمی بایست به عوض این که بر روی سنگ ها آن را نقاشی نمایند، بر روی لوحه هایی از جنس فلز و یا ورق های کاغذی به ثبت دانش خویش می پرداختند؟ چرا هیچ خرابه­ ای، ویرانه ای، تکه استخوانی، قبری و . . . که نشان از محل زندگی این قوم در آن عهد داشته باشد، شناسایی نشده است؟

 با تکیه بر چه منطقی بپذیریم که مرد جلیپتولیثیک با آن همه ترقی که سخن آن رفت، فقط برای آیندگان چندین سنگ خراش خورده را به یادگار گذارده اند؟

3.  سال 1973 باسیلیو اوسچویا (Basilio Uschuya) تایید کرد که در حین مصاحبه خود با اریک فون دانیکن از سنگ های تقلبی استفاده نموده، اما چندی بعد در مصاحبه دیگری با روزنامه نگاری آلمانی، اندریاس فیشر حرف خود را تکذیب نمود و گفت برای این که از بابت فروش آن سنگ ها به زندان نیافتد چنان حرفی زده است. در ژانویه سال 1975، اوسچویا به همراه همسرش طی مصاحبه ای با مجله موندیال اعلام داشتند که تمام سنگ هایی که به دکتر کابررا فروخته اند را خودشان تولید می کرده اند. ۷ و برای طرح ها و نقش ها نیز از کتاب های تخیلی، درسی و مجلات و  . . . الهام می­گرفته اند. ۸

در مستند بی بی سی با نام "معبری به خدایان" در 1977، اوسچویا با استفاده از مته دندانپزشکی یک سنگ ایکایی را ساخت و برای به دست آوردن زنگار (جهت رنگ کردن سنگ ها) نیز ادعا کرد که سنگ ها را در درون سرگین گاو حرارت می دهد.

 او به تولید و فروش سنگ های ایکا ادامه داد. در سال 1996، مستند تحلیلی دیگری از سنگ های ایکا توسط بی بی سی ساخته و پخش شد که به دیده شک به قضیه نگریسته بود. این توجه دوباره به قضیه باعث شد تا مقامات پرو باسیلیو اوسچویا را دستگیر کنند، به این دلیل که فروش عتیقه های باستانی در پرو غیرقانونی است. اوسچویا از ادعای مبنی بر یافتن سنگ ها دست برداشت و پذیرفت که  آن ها واقعی نبوده اند. او گفته بود که ساختن سنگ ایکا از شخم زدن زمین کشاورزی راحت تر است!

اوسچویا مجازات نشد و مجدداً به کار ساختن و فروش سنگ به توریست ها به عنوان بدل ادامه داد. سنگ هایی که توسط اوسچویا با مته دندانپزشکی ساخته شده اند به هیچ وجه از مجموعه سنگ های دکتر کابررا قابل تشخیص نیستند!

4.  تا به این جای داستان ما بارها گفتیم که طرح ها بر روی سنگ ها حکاکی و یا حجاری شده اند ولی در سال 1998 یک محقق اسپانیایی به نام ویسنته پاریس (Vicente Paris) پس از 4 سال تحقیق ابراز داشت که مدارک مربوط به سنگ های ایکا جعلی است.

در بین یافته های این محقق، عکس هایی از سنگ ها وجود دارد که رد رنگ های مدرن و مواد ساینده بر روی آن ها قابل مشاهده است. قوی ترین مدرک تقلبی بودن حکاکی روی سنگ ها مربوط به ضخامت کم عمق نقوش می باشد به عبارتی سنگ ها صرفاً خراش داده شده اند و از طریق برداشتن لایه اکسید شده سطحی، اقدام به منقوش نمودن سنگ ها کرده اند.

وی برای اولین بار به این نکته اشاره کرد که سنگ های با عمر بالا باید فرسایش قابل توجهی نیز داشته باشند که خود حاکی از قدمت آن هاست! خوانندگان محترم خود این ادعا را بررسی نمایید . ۹

ژوزه آنتونیو لامیک اسپانیایی، موسس گروه تحقیقاتی " Hipergea "  علائمی از سمباده و حکاکی مدرن را بر روی سنگ ها یافت که تاییدی بر ادعای ویسنته پاریس بود. ۱۰  لذا ادعای کابررا مبنی بر این که طرح ها بر روی سنگ های ایکا حکاکی شده اند در حالی که حکاکی سنگ اندوزیتی بسیار مشکل است، دروغی بیش نبوده است. ۱۱

5- متاسفانه همانند سایر مصنوعات نامتعارف، منابع مختلف روایت های مختلفی از محل و نحوه کشف سنگ های ایکا دارند که در بالا به دو روایت در خصوص چگونگی پیدا شدن سنگ های ایکا اشاره شد. از کربن 14 جهت قدمیت یابی سنگ ها نمی توان بهره جست چرا که در سنگ ها هیچ مواد آلی یا اورگانیک وجود ندارد. تنها راهی که برای قدمت یابی سنگ ها باقی می ماند بررسی محلی است که سنگ ها را در آنجا یافته اند ولی محل یافتن سنگ ها توسط کابررا یا اوسچویا افشا نشده است. ۱۲

 مخفی بودن محل کشف این سنگ­ها و فقدان پشتوانه و تایید باستان شناسان به عنوان متخصصین ذی صلاح در امر تشخیص حقیقی یا جعلی بودن سنگ ها، خود دلیلی بر دروغی بودن داستان مرد جلیپتولیثیک است.

6- در خصوص نقش ماهی منقرض شده بر روی سنگی که هدیه تولد کابررا بود، این که چگونه ایکاها از وجود چنین ماهی مطلع بوده اند، فقط یک پاسخ وجود دارد: چنان خبری را از منابع فرازمینی کسب کرده بودند.

اما متاسفانه یک مشکل اساسی در این خصوص وجود دارد. افرادی که چنان داستانی را به خورد ذهن های مشتاق می دهند هرگز یک نمونه فسیل یا حتی عکس آن ماهی را به عنوان مدرکی از وجود چنین موجودی در میلیون ها سال قبل ارائه نمی کنند. با این تفاسیر چگونه بپذیریم که ماهی حک شده بر روی سنگ در برهه ای از زمان بر روی زمین زندگی می کرده است؟

7- متاسفانه سنگ ایکا به عنوان مستندات زندگی همزمان انسان و دایناسورها چه در دوره زمین شناسی ژوراسیک یا چه در هزاره های اخیر برای معتقدین به نظریه تکامل تدریجی نیز یک مثال نقض است. این که انسان ها در آن دوران چه می کرده اند یا اگر دایناسور ها مربوط به چند هزاره اخیر هستند، پس چگونه به یکباره ناپدید شده اند، معزل لاینحلی پیش روی داروینیست ها می­گذارد.

8-افرادی مانند فیلیپ کوپنز که ذکر نامشان رفت، معتقدند که کلیت سنگ های ایکا یک شایعه است. او به ارتباط بین دانیکن و دکتر کابررا اشاره کرده و می گوید دانیکن که از دوستان نزدیک کابررا است، بارها تکرار کرده است که سنگ ها اصل قابل اعتماد نیستند و قائل به معتبر بودن سنگ های ایکا نیست. ۱۳

 

البته اگر منطقی باشیم، هر کس دیگری هم به جای دانیکن بود، ریسکی به بزرگی پذیرش داستان مرد جلیپتولیثیک نمی کرد. زندگی انسان ها و دایناسورها خط قرمز داستان کابرراست و دانیکن به خوبی به این قضیه واقف بود.  با این اوصاف، آیا نمی توان گفت که کل داستان یک نیرنگ و تزویری است با هدف افزودن بر شهرت منطقه ایکا جهت رونق صنعت توریسم ؟

توجه داشته باشید که دکتر کابررا در سال 1996 موزه ای دایر نمود که در آن هزاران سنگ ایکا به نمایش گذاشته شده است. موزه در لیست مکان های توریستی اتاق گردشگری ملی پرو ثبت شده است و این در حالی است که اعتبار سنگ ها به شدت زیر سئوال هست. پس از مرگ کابررا در سال 2001، دختر وی مدیریت موزه را بر عهده دارد.


منبع: silent-truth.co.

]]>
مسیح یا اوزیریس؟ 2012-10-22T10:39:16+01:00 2012-10-22T10:39:16+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/111 برادر 201 اوزیریس, اولین مسیح: آیا عیسی مسیح دومین پیامبر مصر بود؟ نوشته ریچارد کاسارو در میان خرابه های مصر باستان مدارکی مربوط به نجات دهنده ای ریشو و موبلند وجود دارد که رستاخیز او نسلهای متمادی از پیروانش را به حیات پس از مرگ معتقد میکند. از او به نام «چوپان», «شاه شاهان» و «خدای خدایان» نام برده شده است و تصاویرش در آثار هنری چندین هزار سال با صلیب حیات ابدی «آنخ» نقش شده است. اولین پادشاه مصر توصیفی اساطیری به این شرح دارد که چون ققنوس تا ابد در مشرق زمین طلوع میکند تا دوران جدید را آغاز کند. او اوزیریس, اولین مسیح: آیا عیسی مسیح دومین پیامبر مصر بود؟

نوشته ریچارد کاسارو

Richard Photo

در میان خرابه های مصر باستان مدارکی مربوط به نجات دهنده ای ریشو و موبلند وجود دارد که رستاخیز او نسلهای متمادی از پیروانش را به حیات پس از مرگ معتقد میکند. از او به نام «چوپان», «شاه شاهان» و «خدای خدایان» نام برده شده است و تصاویرش در آثار هنری چندین هزار سال با صلیب حیات ابدی «آنخ» نقش شده است. اولین پادشاه مصر توصیفی اساطیری به این شرح دارد که چون ققنوس تا ابد در مشرق زمین طلوع میکند تا دوران جدید را آغاز کند. او که قاضی روز جزا بود –مقامی که بعدا به عیسی نسبت داده شد- قانون مقدس را به اجرا در آورد. تمام فرعونها پوشش و ظاهر خود را مانند او می آراستند (چوپانی با ریش و موی بلند درست همانند عیسی) و بر تخت مینشستند. مردگان را مانند او میاراستند تا از طریق شباهت با او به جاودانگی دست یابند. آیا این پادشاه باستانی مصر که شباهت به مسیح دارد کلید دسترسی به دنیای آینده است؟

زیرنویس تصویر: اولین ظهور مسیح در مصر. همچون مسیح خدای باستانی ازیریس (آصار) چوپانی ریشوبا موی بلند بود که صلیبی به نشانه زندگی پس از مرگ با خود حمل میکرد.

به مدت هزاران سال پیش از دوران مسیحیت مصریان اجساد درگذشتگانشان را به شکل چوپانی ریشو و مو بلند می آراستند. به نقل از مصرشناسان دلیل این کار این بود که مردگان بتوانند در روز رستاخیز پیرو این چوپان ریشو و موبلند باقی بمانند.

نام این نجات دهنده مصری که به مسیح شباهت دارد آصار یا ازیریس است و وسعت و اهمیت شباهتهای او به مسیح هنوز از نظر محققین و مصرشناسان به دور مانده است.

به تصاویر زیر نگاه کنید, به شباهتهای تصاویر حک شده بر تابوت دو پادشاه مصری, شاه توت Tutو شاه سوسنس Psusennes با تصویر مسیح دقت کنید. همان تصویر چوپانی با مو و ریش بلند که بعدها به مسیح منصوب شد.

زیرنویس تصویر: سربند وموهای بلند, عصای چوپانی و ریش

سرپوش مصری که به نام نمس Nemes شناخته میشود به وضوح سمبلی از موی بلند است چرا که دنباله مو در پشت سر به صورت یک دسته بسته شده است.

زیرنویس تصویر: سرپوش نمس که در پایین به صورت مو دسته شده است.

بیشتر تصاویر مسیح او را با ریش نشان داده اند.

تابوتهای مصری عصای چوپانی را در دست چپ فراعنه نشان میدهد. عیسی خود را «چوپان خوب» مردم مینامید و تصاویری که از او ترسیم شده همان عصای چوپانی را که هزاران سال پیش بر تابوت فراعنه نقش میشد در دستانش نشان میدهد.

انجیل به رانده شدن کسانی که به تبادل پول در معبد میپرداختند توسط عیسی و به کمک شلاق اشاره کرده است. در مصر عصای چوپانی به یک دست و شلاق به دست دیگر فرعون تصویر می شده است و این دو به شکل صلیب بر روی سینه فرعون قرار میگرفته اند.

به مدت هزاران سال فراعنه مصر با سربند, ریش و عصای چوپانی به تابوت سپرده میشدند تا ظاهری شبیه به اوزیریس داشته باشند.

رستاخیز دینی

والیس باج E.A. Wallis Budge(1857-1934) یکی از سرشناسترین مصرشناسان باستان میگوید:

«مهمترین فرد در دین مصر باستان اوزیریس بود و مهمترین آموزه های آیین او اعتقاد به الهی بودن او, مرگ, رستاخیز و کنترل کامل سرنوشت بدن و روح مردمان بود. مهمترین بخش اعتقاد دینی تمام پیروان ازیریس امید به رستاخیز در بدنی تغییر شکل یافته و به صورت جاودانه بود که تنها با مردن و بازگشت به حیات در هیبت ازیریس ممکن میشد.»

در ابتدا تنها پادشاهان در لباس و با ظاهر ازیریس به تابوت سپرده میشدند اما بعدها رسم خاکسپاری به شکل ازیریس به افراد عادی از طبقات بالاتر و سپس به مردم عادی نیز تعمیم یافت.

زیرنویس تصویر: خاکسپاری به شیوه ازیریس, هدف فرار گرفتن در مقبره با ظاهری شبیه به ازیریس بود.

هنری فرانکفورت, استاد سابق باستانشناسی ماقبل کلاسیک در دانشگاه لندن چنین توضیح میدهد:

«باید تاکید کرد که شبیه سازی خاکسپاری ازیریس وسیله ای بود برای رسیدن به پایان, رستاخیز پس از مرگ.»

جالب است که نام ازیریس (آصار) به خط هیروگلیف به صورت نیمرخ مردی ریشو با موی بلند نوشته میشود.

از منظر مدرنتر یک پیرو مسیحیت, ازیریس کمابیش مانند مسیح اول به نظر میرسد. مصریان در واقع در اعتقاد به زندگی پس از مرگ و پیروی از نجات دهنده ای که به حیات بازگشته بود بر مسیحیان تقدم دارند.

این حیات پس از مرک با صلیب «آنخ» تصویر میشده است, سمبلی که مشابهی بسیار نزدیک در مسیحیت دارد.

آنخ پراستفاده ترین و مورد احترام ترین نشانه در مصر بوده است. این نشان بر روی مقابر و معابد, در دستان شاهان, خدایان, روحانیان, وزیران, شهروندان عادی و فرزندانشان تصویر میشده است. مبدا این نشان بر کسی روشن نیست. معنای آن, زندگی پس از مرگ, شباهت چشمگیری به معنای تصلیب در مسیحیت دارد که سمبل حیات پس از مرک است.

زندگی جاوید به کرات در انجیل ذکر شده است: مسیح میگوید: » من رستاخیزم, و حیاتم. آنان که به من ایمان دارند اگر بمیرند نیز به حیات ادامه میدهند. و آنان که زندگی کردند و به من ایمان داشتند هرگز نخواهند مرد.»

بعضی آنخ را به شکل مردی مصلوب تفسیر میکنند, دایره بالایی سر او, دو خط افقی بازوانش و خط عمودی دو پای میخ شده او به صلیب هستند.

روز داوری

ازیریس پس از بازگشت به حیات داور ارواح مردگان شد. او قدرت آن را داشت که به کسانی که بر روی زمین درستکار بودند حیات آسمانی ببخشد.

زیرنویس تصویر: پاپیروس هونفر: ازیریس داور مردگان در روز داوری 1285 پیش از میلاد

والیس باج میگوید:

«این عقیده که ازیریس داور منصفی درباره اعمال و کلام مردمان بوده است, و درستکاران را پاداش و بدکاران را کیفر میداده, و ارباب بهشتی بوده که در آن تنها بیگناهان وارد میشدند, و این نیرو را به دلیل زندگی کردن بر روی زمین و مرگ رنج آور و سپس خیزش و حیات دوباره به دست آورده بوده است به درازای تمدن مصر عمر دارد.»

روز داوری در مسیحیت اهمیت زیادی دارد. ارواح مردگان در مقابل کرسی داوری مسیح قرار میگیرند. آنان که از تعالیم او پیروی کرده اند درستکارند و به بهشت میروند. در انجیل آمده:

«همه باید مقابل کرسی داوری مسیح قرار گیریم و هر کس معادل اعمالش را دریافت میکند, چه خوب و چه بد.»

توصیف داوری مسیح و ازیریس بسیار به هم شبیهند. نقاشی میکل آنژ از روز داوری شباهت زیادی به تصاویر روز داوری در پاپیروسها و نقاشیهای مقابر مصری دارد.

زیرنویس تصویر: مسیح در روز داوری, اثر میکل آنژ از صومعه سیستین, 1512 میلادی

در تصایر مصری قلب متوفی به نشانه اعمال زمینی و سجایای اخلاقی او در ترازویی قرار میگیرد که پری به نشانه «مات», قانون الهی در کفه مقابل آن گذارده شده است. اگر دو کفه برابری کنند درگذشته به بهشت راه داده میشود.

ازیریس در مقام داور همیشه نشسته تصویر میشود, همانطور که مسیح.

این تشابهات حکایت از چه دارد؟ آیا مسیحیان این مفاهیم را از مصریان آموخته اند و به تقلدی استفاده کرده اند یا ظهور مسیح برای تاثیرگذاری بر تمدنهای بر روی زمین اتفاقی تکرار شونده بوده است؟ آیا این روش و سنتی برای رو به جلو راندن انسان و تمدنش بوده است؟

حقیقت رو در رو با اساطیر

هیچ کس منشا ازیریس را نمیداند. اولین اسناد مکتوب تاریخی درباره او مربوط به وقایع نگارانی همچون هرودوت و پلوتارک است. این نویسندگان کلاسیک ازیریس را به صورت پادشاهی نیمه خدا تصویر کرده اند که به انسانها آموخت بر اساس «مات» یا قانون خدا زندگی کنند و آدمخواری را رها کنند. او به آنها آموخت تا به انسانها عشق بورزند ودر پیشرفت اخلاقی کوشا باشند. سپس به سایر نقاط زمین سفر کرد تا به پیشرفت سایر تمدنها کمک کند. او به دست برادر حسودش ست کشته شد اما به کمک جادوی خواهرش ایسیس دوباره حیات یافت. بار دیگر به دست برادرش کشته شد و جسد قطعه قطعه شده اش در سراسر رود نیل پخش شد. فرزند او هوروس ست را مغلوب کرد و انتقام قتل پدر را از او گرفت.

این نیمه واقعی بودن داستان تا حدی به این نکته برمیگردد که راویان ازیریس را شخصیتی افسانه ای و غیر واقعی میپنداشتند. اما نگاهی به دیوار نگاره های مصر و پاپیروسها خلاف این تصور را ثابت میکند. ازیریس تغییرات زیربنایی در تمام جنبه های زندگی مردم مصر ایجاد کرد. او فضایل اخلاقی, قدرت تمایز بین خوب و بد و عشق به همنوع را به آنان آموخت به حدی که در ساید تمدنهای زمین مشابهی نیافت.

او همچنین بنیانگذار یک فلسفه جدید بود. پیروانش آموختند که بدن انسان نه کامل است و نه ابدی بلکه عنصری معنوی در وجود آنان است که پس از مرگ بدن برمیخیزد و برای ادامه وجود به عالمی معنوی منتقل میشود, اگر بر اساس مات یا قانون الهی رفتار کرده باشد. در نتیجه وابستگی به متعلقات این دنیا بی معنی دانسته میشود. این دقیقا همان تعلیمات مسیحیت حقیقی است, نه مسیحیتی که کلیساها رواج میدهند.

ازیریس, ققنوس

مصریان ازیریس را به پرنده ای آسمانی تشبیه میکنند درست همانطور که مسیحیان روح مسیح را به کبوتری سفید و درخشان تشبیه میکنند. مصریان پرنده را بنو Benu مینامیدند و یونانیان آن را ققنوس میخواندند. بر اساس اساطیر این پرنده در مقاطعی از تاریخ در آسمان مشرق پدیدار میشود تا نوید آغاز دورانی جدید را بدهد. این پرنده پس از آشکار شدن در آتش خود میسوزد اما دوباره جوان و زنده از مرگ برمیخیزد.

محققان جملگی عقیده دارند ققنوس همان ازیریس است. فیلسوف آلمانی آدولف ارمان Adolf Erman چنین توضیح میدهد:

«روح ازیریس … در پرنده «بنو», ققنوس, جای دارد…»

نوشته ای بر روی یک تابوت این فرض را تایید میکند:

«من ققنوس بزرگم درون «اون». او کیست؟ ازیریس کیست؟ ناظر هستی. او کیست؟ او ازیریس است.»

ویژگیهای نسبت داده شده به ازیریس و ققنوس همام ویژگیهای مسیح هستند. هر دو در آسمان مشرق ظهور میکنند(ستاره بیت اللحم در آسمان به نشانه ظهور «شاه» طلوع کرد). هر دو از مرگ دوباره متولد میشوند. هر دو به مفهوم زندگی پس از مرگ و رستاخیز اشاره میکنند. هر دو آغازگر عصری جدیدند. (ظهور مسیح نقطه تعیین عصر جدید شد, پیش/پس از تولد مسیحی) و بالاخره وعده ظهور دوباره هر دو داده شده است.

اولین ظهور ازیریس

مصریان اولین ظهور ازیریس و نمایان شدن ققنوس را آغاز عصر طلایی خود, زپ تپی Zep Tepi میدانستند و آن را «اولین بار» مینامیدند. آنها معتقد بودند بنیان تمدنشان در همین دوران دور و درخشان بنا گذاشته شد. راندل کلارک R.T. Rundle Clark پروفسور سابق مصرشناسی در دانشگاه منچستر درباره «اولین بار» چنین میگوید:

همه آنچه که وجود یا اهمیتش مورد تایید بود به «اولین بار» منصوب میشد. از پدیده های طبیعی تا مناسک, نشان سلطنتی, نقشه معابد, فمولهای جادویی یا پزشکی, خط هیروگلیف, تقویم, همه افزار الات تمدن… همه آنچه که خوب یا مفید بود در «اولین بار» بنا گذاشته شده بود, که به همین دلیل دوران طلایی کمال مطلق بود…»

«اولین بار» به نظر دوره ای میرسد که در آن ازیریس به عنوان پادشاه برگ مصر حکمرانی میکرد. در همین دوره » مات» و ستایش «را», خدای واحد مصر را بنا نهاد. راندل کلارک میگوید:

«پادشاهی ازیریس دوران طلایی بود, الگویی برای نسلهای آینده»

«مات» و وحدانیت الگوهایی برای نسلهای آینده بودند که توسط ازیریس پایه گذاری شدند, نیروی پیش برنده مصر به مدت هزاران سال

 

ufolove.wordpress.com

]]>
کتابهای فلزی اردن 2012-07-16T10:04:21+01:00 2012-07-16T10:04:21+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/109 برادر 201 هفتاد کتاب فلزی اردن- کودایس های اردن حقیقتی باستانی را بازگو میکنند. کتابهای فلزی که با نام کودایس شناخته میشوند از ورقهای نازک از دو نوع فلز , بیشتر از سرب که اخیرا در غارهای اردن کشف شده ساخته شده اند. مهر بسیاری از آنها هنوز باز نشده و به نظر بیش از 1500 سال عمر دارند. به روزآوری اطلاعات: 15 ژوئن 2011- نتایج آزمایش اعلام شده اند دانشگاه اردن به روزنامه تایمز اردن اعلام کرده که کتابهای سربی مورد آزمایش علمی قرار گرفته اند و باستانی بودن آنها ثابت شده است. به نقل از دپارتمان باستان شناس هفتاد کتاب فلزی اردن- کودایس های اردن حقیقتی باستانی را بازگو میکنند.

کتابهای فلزی که با نام کودایس شناخته میشوند از ورقهای نازک از دو نوع فلز , بیشتر از سرب که اخیرا در غارهای اردن کشف شده ساخته شده اند. مهر بسیاری از آنها هنوز باز نشده و به نظر بیش از 1500 سال عمر دارند.

به روزآوری اطلاعات: 15 ژوئن 2011- نتایج آزمایش اعلام شده اند

دانشگاه اردن به روزنامه تایمز اردن اعلام کرده که کتابهای سربی مورد آزمایش علمی قرار گرفته اند و باستانی بودن آنها ثابت شده است. به نقل از دپارتمان باستان شناسی, اولین مرحله آزمایشات تعیین عمر نشان داده که کتابهای فلزی مهر و موم شده پس از طومارهای دریای مرده (بحر المیت) بزرگترین کشف باستان شناسی محسوب می شوند.

زیاد سعد, مدیر دپارتمان باستان شناسی, به اردن تایمز گفته است: «ما مدارکی از این آنالیز در دست داریم که ثابت میکند این آثار واقعی و معتبرند.»

آزمایشات انجام شده در آزمایشگاههای جامعه علمی سلطنتی نشان میدهد که متون کتب می تواند در آغاز سده اول پس از میلاد و هنگامی که مسیحیان برای حفظ جان در کرانه شرقی رود اردن پناه گرفته بودند نوشته شده باشد.

لینک مربوطه در اردن تایمز:

http://www.jordantimes.com/index.php?news=38498

به نقل از این روزنامه آزمایشات علمی تکمیلی در دانشگاههای نیو مکزیکو, انستیتوی گتی کانسرویشن و دانشگاه شفیلد در حال انجام است. این وب سایت بر روی محتویات با ارزشی که 8 کتاب فلزی در اختیار قرار داده اند تمرکز کرده . برای دریافت اطلاعات بیشتر میتوانید به سایتهای زیر مراجعه کنید

http://www.telegraph.co.uk/news/religion/8423689/Could-this-couples-Bible-codices-tell-the-true-story-of-Christs-life.html

http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-1371290/Could-biggest-Dead-Sea-Scrolls-70-metal-books-cave-Jordan-change-view-Biblical-history.html

http://www.dailymail.co.uk/news/article-1372741/Hidden-cave-First-portrait-Jesus-1-70-ancient-books.html

http://www.mirror.co.uk/news/top-stories/2011/03/31/are-ancient-books-the-diaries-of-jesus-the-messianic-mystery-of-metal-texts-found-in-cave-in-jordan-115875-23027043/

http://www.bbc.co.uk/news/world-middle-east-12888421

تصاویری که خواهید دید تصاویر بازپردازی شده از نسخه های متعدد از هر کتاب فلزی هستند که سعی شده با ترکیب زاویه ها و نورهای مختلف تصاویر سه بعدی با کیفیت بالا ارائه شوند.

همان طور که از هر کشفی با چنین اهمیتی انتظار می رود, اطلاعات و ادعاهای نادرست بسیاری در وبسایتهای مختلف من جمله وبسایتهای دینی و وبسایتهای مغرض در این باره وجود دارد و توصیه می شود در برخورد با این منابع اطلاعات دقت نظر داشته باشید.

اطلاعات تکمیلی و جدید درباره اصالت این کتابها در صفحه زیر قابل دسترسی است:

http://en.wikipedia.org/wiki/Jordan_Lead_Codices

برخی صاحب نظران این کشف را مهمترین کشف قرن دانسته اند و آن را حتی از کشف طومارهای بحرالمیت مهمتر دانسته اند. به همین دلیل اشتیاق زیادی برای گشایش رمز آنها وجود دارد. اما متخصصین هیچ درکی از اهمیت تصاویر و سمبلهای مکتوب که بخش اعظم کتابهای فلزی را پر کرده ندارند و با عجله نتیجه گیریها و قضاوتهای شتاب زده ای درباره اصالت کتب میکنند, چرا که متون به نظر غیر منطقی و ترکیبی غریب از سایر زبانهای باستانی می آیند.

دیوید الکینگتون که به نظر محقق معتبری می آید دریافته است که سمبلها به زبان شاخه ای ازعبری اولیه به نام عبری هاسمونی هستند. به همین دلیل برخی معتقدند کتابها می تواند تقلبی باشد. اما این حقیقت که در زمان نوشتن کتب بهای داشتن آنها با رازهایی که در آنها مکتوم بوده مرگ بوده است دلیل خوبی برای انتخاب غیر منتظره زبانی است که کتابها با آن نوشته شده اند.

9 کتاب فلزی اردن حاوی تصاویر مهمی است که میتواند رمز گشایی شود

تا آنجا که نگارنده می داند محتوای تنها 9 عدد از کتابها که تا به حال دیده شده اند با طیف وسیع تحقیقات قبلی او درباره آغاز حضور بشریت بر روی زمین تقارن دارد. او معتقد است پیام موجود بر روی لوحه ها پایه های باور دین سنتی را می لرزاند. تصویر زیر موقعیت نجومی اندازه گیری شده برای ستاره هایی در زمان باستان را نشان می دهد. سه ستاره خورشید مانند که به طرز معنی داری تصویر شده اند اهمیت محتویات این لوحه های مکشوف را نشان می دهد. تمام تمدنهای باستانی موقعیت این سه ستاره مهم را به نحوی ثبت کرده اند. یک ستاره خورشید مانند که احتمالا سیاره هایی مشابه زمین نیز دارد همواره به عنوان مهمترین این سه ستاره تصویر شده است.

مطالبی که در زیر می آید ممکن است باعث ناراحتی برخی افراد با اعتقادات محکم دینی شود

آنچه خواهید خواند سیستم اعتقادی شما را به چالش خواهد کشید ولی احتمال بسیار دارد که بعدا این یافته ها با اعتقادات دینی شما درآمیزد. به طور خلاصه حقایقی که آشکار خواهد شد جایگاه خالق هستی را در نظرتان متعالی تر خواهد کرد و میتواند تمام ملل را با اعتقادات مختلفی که مانند قطعات یک معما در سراسر جهان پخش شده اند با هم متحد کند. این امکان به مذاق رهبران جهان که با تکیه بر تفاوتهای دینی و ایجاد هرج و مرج و جنگ بر قدرت و ثروت خود می افزایند خوش نمی آید.

نمونه های تقلبی افزوده شده به مجموعه کتابها- خدشه دار کردن حقیقت

در عرض چند هفته پس از رونمایی لوحه ها نسخه های تقلبی نیز ارائه شدند و در نتیجه تقریبا تمام دانشمندان و شبکه های مذهبی تمام نسخ را تقلبی دانستند. نگارنده معتقد است این حمله به یافته های حقیقی و ظهور نسخه های تقلبی همه پس از آشکار شدن محتویات کتب آغاز شده است.

دیوید الکینگتون عقیده دارد کتب مسی باید به دقت وارسی شوند, بعضی از آنها ممکن است نسخه های کپی شده توسط راننده کامیون بومیی باشد که کتب اصلی را در اختیار داشت و بعضی از این کتب ممکن است به طور کامل تقلبی باشند. دیوید پیشنهاد میکند رسانه ها در مورد کتابهای مسی با دقت و احتیاط بیشتری مطلب ارائه دهند و بیشتر بر روی نسخه های سربی تاکید کنند. ایجاد ظاهر باستانی بر روی سرب تقریبا غیر ممکن است ولی ایجاد ظاهر باستانی و اکسیده کردن مس کار نسبتا ساده ای است. تمام ادعاهای تقلبی بودن کتب درباره سه نسخه مسی بوده. در ادامه متن تنها یکی از نسخه های مسی را به دلیلی بسیار مهم نشان میدهیم: این نسخه به نظر کپی از یک نسخه اصلی بسیار با اهمیت می آید. حمله هایی که تنها پس از بازبینی 8 لوحه متوجه کتب شده و تقلبی خواندن تمام نسخ بدون گشایش تمام هفتاد کتاب که هر یک 5 تا 10 صفحه دارند واکنشی است در مقابل به چالش کشیده شدن هسته و بنای سنت و دینی است که نسل به نسل به منتقدین رسیده است. هنوز بالغ بر ششصد لوح بازخوانی نشده وجود دارد.

بیوگرافی نگارنده- وین هرشل

چرا خواننده ها باید تفسیر و توضیح نگارنده را درباره این لوحه های مهم بپذیرند؟ ادعاهای نگارنده در مقایسه با تاریخ نگاران از یک جهت مهم متفاوت است و این تفاوت از یک سمبل بسیار کوچک آغاز شد. یک سمبل اولیه و بسیار مهم که در طول تاریخ فراموش شده است و در عین حال توجه داستان نویسان بسیاری را به خود جلب کرده است. سمبل «را» , دایره ای با نقطه ای در میان.

در سال 1997 نگارنده مقبره ای را در مصر یافت که مدرکی بر اثبات موضوعی باورنکردنی بود. این مقبره متعلق به سنموت و یکی از موارد مهم مطرح شده در کتاب نگارنده با نام «مدارک پنهان» است. او متوجه نکته بسیار مهمی شد.

مردم باستان خورشید را می پرستیدند ولی این خورشید, خورشید منظومه شمسی ما نبوده بلکه خورشید دیگری بوده است. خدایان باستانی از گوشت و خون بوده اند, بازدیدکنندگانی از یک سیستم ستاره ای دیگر در مجاورت خوشه پلیدیان. تمام تمدنهای باستانی دیگر هم همین خورشید را می پرستیده اند.

نگارنده در تفسیر سمبلها نوآوری کرده و با دلایل و آمار مفهوم کاملا جدیدی برای سمبل مورد بحث تعریف کرده است: ما هرگز در این جهان تنها نبوده ایم و فرزندان بازدیدکنندگان فرازمینی هستیم.

برای آشنایی با تفسیر نگارنده از این سمبل به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.thehiddenrecords.com/lost-symbol-parchment-of-secret%20symbols-Wayne-Herschel-ref-Dan-Brown.htm

نگارنده معتقد است ادعاهای نویسندگان متون باستانی صحت دارند چرا که در جوهر با ادعاهای مشابه در سراسر زمین مشابهت دارند. دانشمندان معتقدند این متون باستانی حاوی دروغ است. به این دلیل که یوفو ها از نظر برخی دانشمندان هنوز وجود و حقیقت ندارد نوشته های باستانی را تنها در مطابقت با تفکر سنتی تفسیر میکنند.


نخبگان مدارک دال بر وجود یوفو و بیگانگان فضایی را پنهان می کنند.

پیش از این موضوع یوفو به طور رسمی انکار می شد ولی در حال حاضر اتفاق جالبی , شاید به زور, در حال وقوع است. زمان بندی آشکار سازی مدارک مربوط به یوفو بی عیب و نقص است. نخبگان صاحب قدرت راهی برای آغاز آشکار سازی رسمی اطلاعات بدون سر و صدای زیاده از حد رسانه ها و با احتراز از شرمساری ناشی از پنهان سازی آن تا به امروز یافته اند. شاید به این دلیل که می دانند به زودی در آسمان کره ما چه اتفاقی خواهد افتاد. این فاش سازی قولی بود که باراک اوباما پیش از ورود به کاخ سفید داد و با چنان مجادلاتی همراه شده است که هیچ یک از رسانه های بزرگ نمی توانند با آن به راحتی برخورد کنند.

مدرک: یک وبسایت اف بی آی تلگرافی را فاش کرد که مامور اف بی آی (مامور هاتل) برای بالاترین مقام و موسس اف بی آی, ادگار هوور فرستاده است. تلگراف درباره بشقاب پرنده ایست که در رازول سقوط کرده و موجودات درون آن که کشته شده اند ظاهری شبیه به انسان دارند ولی تنها نود سانت قد و لباس نقره ای رنگ به تن دارند.

نتیجه: مدرکی از اف بی آی با بالاترین درجه اولویت در وبسایت اف بی آی در اختیار همگان قرار گرفته است. اف بی آی چند روز پس از به نمایش گذاشتن تلگراف اعلام کرد از آنجا که نسخه اصلی این تلگراف در دست نیست این کپی نمی تواند به عنوان مدرک برای اثبات هیچ حقیقتی به کار رود. به علاوه این تلگراف روز اول آوریل روی وبسایت اف بی ای قرار داده شد تا بعدا بتوان آن را به عنوان شوخی یا دروغ اول آوریل به حساب آورد. با این حال بعضی رسانه های مهم این مدرک را معتبر محسوب کرده اند.

تجربه فراواقعی نویسنده

نویسنده در سالهای آغازین بلوغ در یک حادثه موتورسواری تجربه نزدیک به مرگ داشته است. او عمیقا معتقد است با نور مرکز جهان که در افسانه درخت زندگی کیهانی هم مطرح شده مرتبط است. این تجربه زندگی او را متحول کرده است و او را بر آن داشته تا زندگی خود را وقف حقیقت مهم گذشته بشر کند و این که پس از مرگ به کجا خواهد رفت. تجربیات او در این زمینه در وبسایت زیر با خوانندگان به اشتراک گذاشته شده است:

http://www.oneism.org/

مدارک مقدسی که به دست انسان خدشه دار شده است

مدارک باستانی که مورد مطالعه نگارنده قرار گرفته به وضوح حاکی از آن است که اسنادی که مقدس محسوب می شده اند در طول زمان توسط انسانها مخدوش شده اند. مدارک اولیه و اصلی با ترجمه های متاخر متفاوت است. شاید به دلیل دخالت قدرتمندانی که از وجود تفاوت بین ادیان ثروت اندوزی میکردند. آنها از تولید ادوات جنگی برای تسخیر سرزمینهای جدید, کشتن بیگانگان, تجاوز به زنانشان, به بردگی گرفتن فرزندانشان و دزدیدن طلایشان سود و موفقیت کسب میکردند.

تمام ادیان به نظر در ادعا و اعتقاد پایه ای با هم اشتراک نظر دارند: ما را روی این کره قرار دادند, بین میمونها و نئاندرتالهایی که همزمان با شکوفایی ما حدود 10,000 سال پیش از بین رفتند. تکامل نیز یک حقیقت علمی است. چگونه ممکن است که هر دو مقوله صحت داشته باشند؟ یک حلقه مفقوده بین تکامل از میمون تا انسان وجود دارد. مدارک تا به امروز نشان میدهد که پدران ما پیش از رسیدن به این کره جای دیگری تکامل پیدا کردند.

پدران ما بیگانگان فضایی با ژن انسان بودند که سیاره میمونها را تسخیر کردند. ما فرزندان آنهاییم.

کودایس های فلزی اردنی از حقیقت ممنوع میگویند

این لوح فلزی خاص در خبری از نشریه تلگراف مطرح شد. این خبر درباره داستان حیرت انگیز دیوید الکینگتون بود که به اندازه کد داوینچی هیجان انگیز است. این لوحه که به کوچکی یک کارت بانک است یک موضوع دارد که به دو روش روایت شده است. دانشمندان معتقدند این یک کارت شناسایی بوده که آنقدر کوچک بوده که صاحب آن بتواند آن را پنهان کند و به راحتی هنگام نیاز برای معرفی خود به عنوان عضوی از احتمالا یک جامعه سری از آن استفاده کند. این جامعه سری بوده زیرا عضویت در جامعه ای که اعتقاداتی متفاوت با دین رایج روز داشته با مجازات مرگ به عنوان محارب روبرو می شده است.

متن داخل تصویر:

دست نوشته ووی نیچ: هفت ستاره در یک خوشه و مسیری برای سفر به یک خورشید دارد… همان طور که در میان صلیب نشان کلیسا به تصویر کشده شده است.

نقشه ستاره طلائی اینکا همین موضوع را به تصویر کشده است: راه کیهانی خدایانشان برای سفر از سیاره شان به دنیای ما.

برای دیدن نقشه ستارگان تصویر شده توسط سایر تمدنها به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.thehiddenrecords.com/newstarmaps3.htm

منبع: http://www.thehiddenrecords.com

با تشکر فراوان از الهام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

 www.ufolove.wordpress.com

]]>
سلاح نازی ها یا یوفو؟ 2012-07-15T18:59:05+01:00 2012-07-15T18:59:05+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/108 برادر 201 غواصان می گویند، شی یوفو شکلی که در اعماق دریای بالتیک قرار دارد احتمالا سلاح مخوف و محرمانه نازی ها است که از زمان پایان جنگ جهانی در زیر دریا پنهان شده است. به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب» به نقل از دیلی میل، اسکن های سونار نشان داده است که این دستگاه می تواند یک سلاح ضد زیردریایی باشد. این سلاح می تواند رادارهای زیردریایی ها را دچار سردرگمی و سپس نابودی زیر دریایی شود. «اندرز اتولس» مقام سابق نیروی دریایی سوئد و کارشناس جنگ جهانی دوم می گوید که این شی (200 فیت در 25 فیت) می تواند پایه یک غواصان می گویند، شی یوفو شکلی که در اعماق دریای بالتیک قرار دارد احتمالا سلاح مخوف و محرمانه نازی ها است که از زمان پایان جنگ جهانی در زیر دریا پنهان شده است.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب» به نقل از دیلی میل، اسکن های سونار نشان داده است که این دستگاه می تواند یک سلاح ضد زیردریایی باشد.

این سلاح می تواند رادارهای زیردریایی ها را دچار سردرگمی و سپس نابودی زیر دریایی شود.

«اندرز اتولس» مقام سابق نیروی دریایی سوئد و کارشناس جنگ جهانی دوم می گوید که این شی (200 فیت در 25 فیت) می تواند پایه یک دستگاه طراحی شده برای جلوگیری از تحرکات زیردریای های روسیه و بریتانیا باشد.

وی اضافه کرد: این شی فولادین و بتنی، می تواند طی سال های متمادی یکی از مهمترین کشفیات تاریخی باشد.

به نوشته ی دیلی میل، این منطقه برای المان نازی مهم بوده است چراکه «بال برینگ» تانک و کامیون آنها از منطقه به دستشان می رسیده است.

استفان هوگ بورن که در حال بررسی تصاویر گرفته شده از شی مذکور توسط تیم غواصی «اوشن ایکس» است گفت: این شی درست در زیر مسیر انتقال و حمل و نقل قرار گرفته است.

غواصان گروه «اوشن ایکس» می گویند، تلفن های همراه و برخی از دوربین ها در هنگام نزدیکی به این شی خاموش می شوند.

]]>
افشای حادثه ی رازول 2012-07-14T19:21:58+01:00 2012-07-14T19:21:58+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/107 برادر 201 سفینه ای که متعلق به سیاره زمین نبود.مامور سیا بعد از 65 سال درباره بشقاب پرنده راسل می گوید. جعبه اطلاعات شامل عکسی است که می گوید راسول یک بشقاب پرنده واقعی بوده است. Chase Brandon worked for the CIA for 35 years, and has overseen covert operations in 70 countries گزارش توسط مامور کهنه کار سیا اطلاعات در ‹The Vaul› در زیر مقر سازمان سیا در لانگلی پنهان شده است. یکی از کهنه کار ترین ماموران سیا پس از 65 سال اطلاعات مخفی سازمان سیا را از بشقاب پرنده ای که به ظاهر هیچ وقت یافت نشده بود ف سفینه ای که متعلق به سیاره زمین نبود.مامور سیا بعد از 65 سال درباره بشقاب پرنده راسل می گوید.

جعبه اطلاعات شامل عکسی است که می گوید راسول یک بشقاب پرنده واقعی بوده است.

Chase Brandon worked for the CIA for 35 years, and has overseen covert operations in 70 countries Chase Brandon worked for the CIA for 35 years, and has overseen covert operations in 70 countries

گزارش توسط مامور کهنه کار سیا

اطلاعات در ‹The Vaul› در زیر مقر سازمان سیا در لانگلی پنهان شده است.

یکی از کهنه کار ترین ماموران سیا پس از 65 سال اطلاعات مخفی سازمان سیا را از بشقاب پرنده ای که به ظاهر هیچ وقت یافت نشده بود فاش می سازد.او می گوید این اتفاق واقعا افتاده است.

نظریه پردازان توطئه بر این باورند که اجساد بیگانگانی که از داخل دیسک های سقوط کرده کشف شده اند ساخته تکنولوژی های زمینی هستند.

چیس براندون،که 25 سال است با سرویس مخفی همکاری می کرده است گفته است که اطلاعات در طاق مخفی در درون مقر سازمان در لانگلی پنهان است.

آن در یک منطقه طاقی شکل بود یک جعبه که واقعا چشمان من را مبهوت خود کرد.و راسل بعد از دیدن انچه در جعبه قرار داده شده بود گفت خدای من راسول واقعا اتفاق افتاده است.

The truth is out there? The U.S. Air Force released this 1972 photo of a Viking space probe as part of its report on the so called 'Roswell Incident' of 1947.

حقیقتی که اتفاق افتاده است چیست نیروی هوایی آمریکا در سال 1974 این عکس را بعنوان بخشی از کاوشگر فضایی وایکینگ خود معرفی کرد اما ای عکس در سال 1947 از حادثه راسل گرفته شده است.

CIA headquarters at Langley, Virginia: Chase Brandon claims to have seen a secret room in which the 'truth' about the Roswell incident is kept

مقر سازمان سیا در لانگلی، ویرجینیا: چیس براندون ادعا می کند که یک اتاق مخفی وجود دارد که در آن «حقیقت» در مورد حادثه راسول نگه داشته است

آن یک بالون هوایی نبود آن چیزی بود که برای اولین بار گزارش داده شده بودچیس براندون، عامل سیا که 35 سال در سرویس خدمت کرده بود به این موضوع اشاره کرد.آن سفینه ای بود که متعلق به این سیاره نبود

براندون در سالگرد 65 از حادثه راسول سخن می گوید او می گوید که شواهد مستقیمی از ملاقات ماموران امنیتی سیا با بیگانگان فضایی در صحرای لانگلی دارد .
برای بیست و پنج سال براندون در آژانس خدمات مخفی نخبگان به عنوان مامور مخفی، پنهان عملیات انجام تکالیف خارجی که شامل تروریسم بین المللی، ضد شورش، جهانی قاچاق مواد مخدر و قاچاق سلاح خدمت کرده است.

مقامات امنیتی آن روز در مصاحبه ای اعلام کرده بودند که شایعات بسیاری در مورد دیسکهای پرنده به واقعیت تبدیل شده است.شب گذشته هنگامی که افسران اطلاعاتی گروه ۵۰۹ هوایی هشتم با آنها برخورد کردند راسول به اندازه ای خوش شانسی آورد که توانست در مورد آنها اطلاعاتی جمع آوری کند.

با این حال ۲۴ ساعت بعد اطلاعات منتشر شده تکذیب شد و اعلام شد که جسم دیده شده فقط مربوط به بالنی است که بر فراز مزرعه ای در حال حرکت بوده است و سقوط کرد جالب این است که افکار عمومی نیز به سرعت این مساله را قبول کردند.

براندون از جمله اشخاصی است که در برابر این مساله یک علامت سوال می گذارد.او نویسنده چندین کتاب است وی می گوید آن چیزی که توسط سیا در جعبه نگهداری می شود به تمامی سوالات جواب خواهد داد.

اتاقی تحت عنوان The Vaul در اداره اطلاعات لانگلی وجود دارد که تمامی اسناد این حادثه از جمله عکس و فیلم و .. را نگهداری می کند.

بعد از حادثه راسول در سال ۱۹۴۷ بیگانگانی که در صحرای نیومکزیکو یافت شده بودند با پوشش مقامات آمریکایی مورد کالبدشکافی قرار گرفتند.

اما آن مطلقا هیچ ارزشی برای من که قبل از آن به این موضوع معتقد بودم نداشت.و به نظر من بسیاری از مردم می دانستند چه اتفاقی افتاده است.در اوایل به نظر می رسید که داستان های سقوط بالن ها جوابهایی بود که مقامات آمریکایی در مقابل مشاهدات یوفو ها منتشر می کردند.

یکی از یاداشت هایی که موضوع نیومکزیکو را می توانست اثبات کند در سال ۱۹۵۰ توسط FBI منتشر شد این یکی از هزاران فایلی بود که در آن اتاق مخصوص نگه داری می شد.

در این یاداشت اشاره می شود که اطلاعاتی توسط یکی از پژوهشگران نیروی هوایی به رئیس هتل گفته شده است از جمله او در وصف سفینه های بیگانه گفته است که دایره های متحد المرکز بزرگی با راس بزرگ و قطر 50 فوت هستند و سه جسد یافت شده بدن ها و سرهایی شبیه به انسان با قد سه متر داشته اند.و لباس آنها از جنس نوعی پارچه فلزی بوده است.

ستوان ستوان والتر هات مدیر روابط عمومی این پایگاه در سال ۱۹۴۷ فردی که تعدادی از مدارک سقوط جسم فضایی را در سال ۱۹۴۷ به دستور فرمانده پایگاه در مطبوعات منتشر کرد.

او در سال ۲۰۰۶ در گذشت ولی تعدادی از مدارک را پس از مرگش انتشار داد بنا بر این مدارک جسم سقوط کرده توسط ارتش نگهداری می شود.همچنین او گفته است که اجساد بیگانگان را نیز دیده است.همچنین او نوشت در جلسه سری که بین متخصصان چندین کشور برگزار شد قطعاتی از سفینه به حاضرین برای شناسایی داده شد اما هیچکس قادر به شناسایی ماهیت فلز آن نبود.همچنین او می گوید ماهها بعد از آن تصادف و سقوط پرسنل ارتش مشغول پاکسازی منطقه بودند.

مترجم:رامین فخاری

منبع: http://www.dailymail.co.uk

www.ufolove.wordpress.com

]]>
بیگانگان باستانی 2012-07-02T20:09:32+01:00 2012-07-02T20:09:32+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/106 برادر 201 سلام خدمت همگی من یه عذز خواهی به همه بدهکارم بابت دیر اپ کردن. خب فصل امتحانات بود دیگه باز هم شرمنده.از این به بعد با مطالب جدید به خدمت همتون میر سم.لینک زیر وبلاگ یکی از دوستان هستش که در مورد بیگانگان باستانیه.مطالب بسیار خواندنی و جالبی داره .حتما سری بزنید. http://ancientaliens.mihanblog.com سلام خدمت همگی

من یه عذز خواهی به همه بدهکارم بابت دیر اپ کردن.

خب فصل امتحانات بود دیگه باز هم شرمنده.از این به بعد با مطالب جدید به خدمت همتون میر سم.لینک زیر وبلاگ یکی از دوستان هستش که در مورد بیگانگان باستانیه.مطالب بسیار خواندنی و جالبی داره .حتما سری بزنید.

http://ancientaliens.mihanblog.com

]]>
معادن طلای 200.000 ساله!!! 2012-05-24T16:39:26+01:00 2012-05-24T16:39:26+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/105 برادر 201 به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این كلان‌شهر در حقیقت قسمتی از یك جامعه بزرگتر با وسعت تقریبا 2900 كیلومتر مربع بوده و به نظر در حدود 160 هزار تا 200 هزار سال پیش از میلاد مسیح ساخته شده ‌است. این سرزمین‌ها كه تا پیش از این نیز در منظر همگان قرار داشت، توجه چندانی را به خود جلب نكرده بود تا زمانی كه یك محقق به نام مایكل تلینگر به همراه دوست خلبان خود كه این ویرانه‌ها را سال‌ها از نظر گذرانده بود تصمیم به بررسی این آثار گرفتند. تلینگر می‌گوید: هزاران معدن طلا طی 50

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این كلان‌شهر در حقیقت قسمتی از یك جامعه بزرگتر با وسعت تقریبا 2900 كیلومتر مربع بوده و به نظر در حدود 160 هزار تا 200 هزار سال پیش از میلاد مسیح ساخته شده ‌است.

این سرزمین‌ها كه تا پیش از این نیز در منظر همگان قرار داشت، توجه چندانی را به خود جلب نكرده بود تا زمانی كه یك محقق به نام مایكل تلینگر به همراه دوست خلبان خود كه این ویرانه‌ها را سال‌ها از نظر گذرانده بود تصمیم به بررسی این آثار گرفتند.

تلینگر می‌گوید: هزاران معدن طلا طی 500 سال اخیر در این منطقه یافت شده كه اشاره به تمدنی محو شده دارد كه برای هزاران سال در این منطقه زندگی كرده و زمین را برای جست‌وجوی طلا كنده بودند.

در این صورت ما احتمالا با مهد انسانیت روبرو باشیم، پس باید در مورد فعالیت‌های این قدیمی‌ترین تمدن روی زمین تحقیق كنیم.

http://www.viewzone2.com/adamscalendar.city.jpg

خرابه‌ها بیشتر از دایره‌های سنگی تشكیل شده‌اند. بسیاری از آنها در شن دفن شده و فقط از طریق ماهواره یا هواپیما قابل مشاهده هستند. برخی از آنها نیز در اثر باد و باران از حفاظ شنی جدا شده و دیوارها و ساختمان‌ها را به نمایش می‌گذارند.

محققان در ابتدا تصور می‌كردند این ویرانه‌ها متعلق به قبیله‌های كوچ‌نشین مانند مردم بانتو بوده كه در قرن 13 میلادی در این منطقه ساكن شده بودند.


Sumerian Legend of the “Great Flood”.

هیچ‌گونه شواهد تاریخی دیگری در مورد تمدنی قدیمی‌تر كه توانایی ساخت چنین تمدن پر جمعیتی را داشته ‌باشند، وجود نداشت اما اكنون محققان بر این باورند كه این ویرانه‌ها در اصل باقی مانده معابد و رصدخانه‌های نجومی باستانی از تمدن‌های باستانی هزاران سال پیش هستند

منبع:دنیای اسرار امیز/www.ufolove.wordpress.com

]]>
استفاده از عدد پی در ساخت تخت جمشید 2012-01-29T19:08:36+01:00 2012-01-29T19:08:36+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/104 برادر 201 مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۳/۱۴ ) را دو هزار و ۵۰۰ سال پیش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند. عدد پی ( ۳/۱۴)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باس مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۳/۱۴ ) را دو هزار و ۵۰۰ سال پیش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند.


عدد پی ( ۳/۱۴)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.

«عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیک و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و ۵۰۰ سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی کرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد که مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه کرده بودند. شاه کرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می کردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معکوس را رسم می کردند. این کار آنها را قادر می ساخت که مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری که باید ستون ها تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می کرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند.»

هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترین مراکز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشکال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه کند،«غیاث الدین محمد کاشانی» بود.

این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه کرد. پس از او دانشمندانی چون پاسکال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اکنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.

شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال هندسی بدون شناسایی راز عددپی و طرز استفاده از آن غیرممکن است.»

داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال ۵۲۱ پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال ۴۸۶ بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می کند. این مجموعه باستانی شامل حصارها، کاخ ها،‌ بخش های خدماتی و مسکونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.

مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است.

منبع:گارد جاوید

]]>
چاه شیطان 2011-11-17T17:47:32+01:00 2011-11-17T17:47:32+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/103 برادر 201 جایی در مناطق وحشی ایالت واشینگتن، پدیده‌ای نامتعارف و عجیب جغرافیایی وجود دارد که ساکنین آن را دریچه‌ای به دنیایی دیگر می‌دانند. هر چند چاه شیطان سال‌ها و شاید قرن‌هاست که مورد توجه مردم آن منطقه قرار گرفته است اما تنها از سال 1997 بود که یک ایستگاه رادیویی با «مل واترز»، صاحب زمین، مصاحبه کرد و آن را به مردم کشورش شناساند. مل واترز ادعا می‌کند که صاحب یک زمین غیرعادی است که در نزدیکی «ماناستاش ریج» در واشینگتن قرار دارد. البته این زمین به خودی خود چیز عجیبی نیست، اما چاهی درون آن قرار دارد که جایی در مناطق وحشی ایالت واشینگتن، پدیده‌ای نامتعارف و عجیب جغرافیایی وجود دارد که ساکنین آن را دریچه‌ای به دنیایی دیگر می‌دانند. هر چند چاه شیطان سال‌ها و شاید قرن‌هاست که مورد توجه مردم آن منطقه قرار گرفته است اما تنها از سال 1997 بود که یک ایستگاه رادیویی با «مل واترز»، صاحب زمین، مصاحبه کرد و آن را به مردم کشورش شناساند. مل واترز ادعا می‌کند که صاحب یک زمین غیرعادی است که در نزدیکی «ماناستاش ریج» در واشینگتن قرار دارد. البته این زمین به خودی خود چیز عجیبی نیست، اما چاهی درون آن قرار دارد که مردم آن را عجیب و ماوراءالطبیعه می‌دانند.داستان چاه شیطان سال‌هاست که ساکنین «ماناستاش ریج» از زمینی سخن می‌گویند که چاهی درون آن قرار دارد ظاهرا انتها ندارد. چاهی مرموز که هاله‌ای از احساس خطر و راز در اطراف آن موج می‌زند. دیواره چاه تا عمق 15 فوتی آجری است ولی بقیه آن خاکی می‌باشد. مردم این منطقه نسل اندر نسل این چاه را می‌شناختند و از آن به عنوان زباله‌دانی استفاده می‌کردند و از یخچال کهنه تا تلویزیون خراب و لاستیک پنچر را در آن می‌انداختند. اما هیچ یک از کسانی که چیزی درون چاه می‌انداخت صدای افتادن آن شی به کف چاه را نشنید. همین موضوع باعث شد که مردم نام «چاه شیطان» را بر آن نهادند و آن را چاهی بی‌انتها نامیدند که مستقیم به جهنم راه دارد. بعضی‌ها هم معتقد بودند که چاه شیطان در حقیقت دریچه ورود و خروج فضایی‌هاست.
حدود سال 1993 «مل واترز» و همسرش این زمین را خریدند و کمی بعد آن چاه را کشف کردند. آنها هم مثل مردم دیگر از آن به عنوان زباله‌دان استفاده می‌کردند و حتی ساکنین دیگر هم زباله‌ها و لاشه حیوانات خود را در آن می‌انداختند. چند سال گذشت و کم‌کم آقای واترز به این فکر افتاد که چرا چاه پر نمی‌‌شود؟
در تابستان سال 1996 واترز تصمیم گرفت عمق چاه را اندازه‌گیری کند. اوکه یک ماهیگیر کار کشته بود یک قلاب ماهیگیری با نخ بسیار بلند داشت. یک روز به دهانه چاه رفت، یک وزنه به سر قلاب آویخت و آن را به داخل چاه هدایت کرد. وقتی نخ هر قرقره تمام می‌شد، قرقره جدیدی به انتهای آن گره می‌زد و به کار خود ادامه می‌‌داد، اما قرقره‌ها تمام شد و نخ قلاب به انتهای چاه نرسید. به محاسبه واترز، او هجده قرقره 5000 فوتی را به هم وصل کرده بود، بنابراین او نتیجه گرفت عمق چاه بیشتر از هشتاد هزار فوت می‌باشد! در آن وقت بود که واترز متوجه شد چاه درون ملکش نه تنها عجیب بلکه دلهره‌آور است.


سگ‌های مرده و سکوت مرگبار
اولین چیزی که توجه واترز را جلب کرد آن بود که هر وقت درون چاه فریاد می‌زد پژواک صدایش را نمی‌شنید. بعد دریافت هر وقت می‌خواهد به چاه نزدیک شود سگ شکاری‌اش چنگالش را در زمین فرو می‌کند تا نگذارد واترز او را به آن طرف بکشاند.
یکی از دوستان واترز می‌گوید، وقتی سگ نگهبانش مرد، لاشه آن را درون چاه شیطان انداخت. این مرد قسم می‌خورد که مدتی بعد سگ به سوی او بازگشت. همان سگ با همان شکل و قیافه و همان قلاده که خودش یک قطعه فلز کوچک به آن وصل کرده بود. این داستان آنچنان واترز را تحت تاثیر قرار داد که در وصیت‌نامه جدیدش نوشت بعد از مرگ جسدش را درون چاه شیطان بیندازند. طولی نکشید که واترز و چاه درون ملکش به شهرت کشوری رسیدند و گروه‌های مختلف ماوراءالطبیعه به بررسی آن پرداختند ولی هیچ یک نتوانستند دریابند چاه شیطان واقعا چیست و عمق آن چه قدر است و آیا طبق عقیده مردم محل، این چاه بی‌انتهاست؟ نکته‌ای که آنها هم مثل مردم آن را درک کردند آن بود که در محدوده چاه همه احساسی مرموز از ترس و دلهره را داشتند.
احساسی که دلیلی برای آن پیدا نشد. قدم بعدی ورود سربازان ارتش آمریکا به ملک واترز بود. آنها آنقدر با دقت در حال بررسی منطقه بودند که حتی به واترز اجازه ورود به ملک شخصی‌اش را ندادند. از همان زمان دیگر نامی از واترز در رسانه‌ها برده نشد ولی در روز 28 ژوئن سال 2011 نامه‌ای از واترز به صورت آن لاین منتشر گردید که تاکید می‌کرد تمام حرف‌هایش در مورد چاه شیطان و اتفاقات آن عین حقیقت بوده است، ولی دولت آمریکا دوست نداشت حرفی از آن زده شود.

منبع : سایت سیمرغ و دنیای اسرار امیز

]]>
طوفان نوح به روایت سومریان!! 2011-08-26T18:34:50+01:00 2011-08-26T18:34:50+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/102 برادر 201 اگر ماه نبود چه می شد؟ دنیا مثل حالا نمی شد . حیات هم وجود نداشت. اگر ماه نبود روزها کوتاهتر بودند. دنیایی می شد که طوفانهای شدید همیشه در آن وجود داشت. اتمسفر مثل حالا نمی شد . صاحب یک اتمسفر کلفت تری می شدیم . اگر ماه وجود نداشت جزر و مد در حد ۷۰% کاهش پیدا می کرد. جانورانی که از نور ماه اثر می گیرند پرورش پیدا نمی کردند و فصلها وجود نداشت. بدلیل نبود جزر و مد در دنیا حیات بوجود نمی آمد. چیزی در دنیا وجود نداشت به جز گیاهانی که از فصلها ، بادها و بارانهایی که وجودشان به خورشید وابسته بود پرور اگر ماه نبود چه می شد؟

دنیا مثل حالا نمی شد . حیات هم وجود نداشت. اگر ماه نبود روزها کوتاهتر بودند. دنیایی می شد که طوفانهای شدید همیشه در آن وجود داشت. اتمسفر مثل حالا نمی شد . صاحب یک اتمسفر کلفت تری می شدیم . اگر ماه وجود نداشت جزر و مد در حد ۷۰% کاهش پیدا می کرد. جانورانی که از نور ماه اثر می گیرند پرورش پیدا نمی کردند و فصلها وجود نداشت. بدلیل نبود جزر و مد در دنیا حیات بوجود نمی آمد. چیزی در دنیا وجود نداشت به جز گیاهانی که از فصلها ، بادها و بارانهایی که وجودشان به خورشید وابسته بود پرورش می یافتند. وجود ماه حیات را توضیح می دهد. و حتی عادت ماهانه زنان که ۲۸ روزه است به وجود ماه بستگی دارد.

ماه های نیبیرو چه چیزی را نشان می دهد؟

در اوایل تعداد ماه ۴ تا تصور می شد که هم اکنون می گویند تا ۷ تا هست. از نظر یک تئوری دیگر ماه ما زمانی ماه تیامات بوده. ترکیب سنگهای معدنی که از ماه می آمده شبیه هیچ کدام از سنگهای زمینی نیست، شانس کم زمین برای گرفتن چنین ماه بزرگ به تنهایی ، این تئوری که  از برخورد یک سنگ آسمانی با زمین و ماده ای که از زمین برخواسته تشکیل یک حلقه در مدار زمین داده و این ماده در طی زمان ترکیب شده و ماه را بوجود آورده را از بین برده ، بیضی نبودن مدار ماه بلکه تقریبا یک دایره کامل بودن آن ، همیشه یک سمت آن به طرف زمین بودن آن ، و یکی بودن زمان گردش زمین به دور خود و گردش ماه به دور زمین (۲۴ ساعت) وجود این واقعیات هم در نظر بعضی ها این تئوری را ثابت می کند. در خود نیبرو حیات نیست ولی روی ماه های آن گفته می شود زندگی وجود دارد.

تئوری نمیسیس چیست؟

از دو قلوی پنهان و تاریک خورشید ( سوراخ سیاه ) بحث می کند. اسم آن نمیسیس است . یک بیضی دو مرکز دارد. طبق این تئوری در یکی از مراکز مدار بیضی نیبرو خورشید و دیگری نمسیس است . در ضمن به نیبرو سومری ها ( آمد گذشت رفت ) ، بابلیها و بین النهرینی ها (ماردوک ، شاه بهشتها ) یهودیان قدیمی ( دنیای بالدار ) و یونانی ها ( نمسیس ) گفته اند .

http://islahicentre.org/wp-content/uploads/2011/08/SumerCityUr.jpg

آتلانتیس ، طوفان نوح و آنوناکی ها :

در شهر نیپور نزدیک بغداد طی حفاری های باستان شناسی  به یک کتابخانه سومری که از هزاران لوح تشکیل شده پیدا شده است. در لوح های به دست آمده اتفاقات طوفان را با جزئیاتش توضیح می داد. این متن ها داستان مشهور گیلگمش را قدیمی تر کرد.دستان گیلگمش برای شاه مشهور اوروک (گیلگمش) که در نزدیکی بین النهرین گفته شده است . تا آن روز زمان طولانی بین پیامبر نوح و ابراهیم فقط در تقویم تورات توضیح داده شده بود.

تقویم بابل به این گونه توضیح داده :

“…چنین شد که ، انسانهای روی خاک شروع به زیاد شدن کردند و زمانی که دخترانشان متولد شدند ، پسران خدا دیدند دختران انسان زیباست و از میان آنهایی که انتخاب کرده بودند برای خودشان همسرهایی گرفتند…”"… و خداوند دید که بدیهای انسان بسیار است و هر روز در دلش افکار و تخیلات بد است . و خداوند ، از خلق انسان روی زمین پشیمان شد و در دلش ناراحتی احساس کرد. و خداوند گفت : انسانها ، حیوانات ، خزندگان و پرندگان را از روی خاک پاک خواهم کرد. چون از آفریدن آنها پشیمان شدم . فقط نوح در چشم خدا عنایت پیدا کرد…” و در چشم خدا روی زمین خراب شده و روی زمین با ظلم پر شده بود و خدا روی زمین را دید که خرا ب است ؛ چون روی زمین تمام انسانها راهشان را خراب کرده بودند . و خدا به نوح گفت : انسانیت دیگر به آخر رسیده ، چون آنها باعث شدند روی زمین ظلم پر شود و من آنها را همراه با زمین از بین خواهم برد … برای خودت یک کشتی از چوب  gofer  بساز، درون کشتی اتاق هایی می سازی و از درون به بیرون ziftleyeceksin و آن را اینگونه می سازی که طولش ۳۰۰ آرشین ، عرض ان ۵۰ آرشین و بلندی آن ۳۰ آرشین باشد. و من،برای نابودی انسانیت در زیر آسمانها هر زندگی انسانی  باشد رویش آبهای طوفانی می آورم هر چیزی روی زمین نابود خواهد شد … و تو و پسرانت و همسرت و همسران پسرانت سوار کشتی خواهید شد . و برای اینکه با تو سالم بمانند از هر موجود زنده ای یک جفت سوار کشتی خواهی کرد.

صاحب این یافته ها George Smith توضیح این یافته ها را در کتاب “Chaldean Account of Deluge- Kaldelilerin Tufan Hikayesi”” منتشر کرده است . فقط در این کتاب لوح طوفان کم هست . Smith در پژوهشهای بعدی لوح های ناقص را پیدا کرد . هنگامی که کتاب “طوفان ” را منتشر کرد در آن ذکر کرده بود که این را از یک نوشته قدیمی که در شهر قدیمی اوروک حاضر شده بود کپی کرده است. در این لوح ها در مورد طوفان اطلاعات کاملی داده شده است. Utnapiştim نام یک خدا است که در کتابهای مقدس از آن به عنوان نوح پیامبر یاد شده است. طبق گفته لوح ها خداوند وی را از آمدن طوفان خبردار کرده و امر برای ساختن کشتی می کند. و در آخر سفر روی یک کوه نشسته است. این کوه در کتب مقدس کوه آرارات گفته شده است.

http://cumorah.com/images/ziusudra2.jpg

در گیلگمش نیز مثل پایین گفته شده است:

به استادان ساختن کشتی شرابهایی که از رودخانه ها آمده بود را پذیرایی کردم. جشنی مانند جشنهای سال نو بود . در روز هفتم کشتی تمام شده بود  و من هم تمام طلاها و موجودات زنده ؛ خانواده ام دوستانم در حومه شهر و حیوانات وجشی و اهلی و صنعتگران را سوار کشتی کردم. طبق گفته  شاماش عصری که طوفان و باران سختی که بارید سوار کشتی شو و همه جا را محکم ببند زمانش رسیده بود . شب شد طوفان ابتدا باران را فرستاد . هوا خیلی ترسناک بود . سوار کشتی شدم و همه جا را بستم همه چیز حاضر بود کارهای Kalafat هم بدون نقص تمام شده بود.

مکان برنزی وقتی داشت سفید می شد از افق یک ابر سیاه آمد. این ابر از جایی که  خدای طوفان آدا بود غریید. شولات و هانیش که خبرده هایی داشتند دره ها و تپه ها گذرانده و آمدند. و بعد خدای پرتگاه ها آمدند . نرگال موانع آبها را خراب کرد. خدای جنگ نینورتا همه جا را با خاک یکسان کرد. هفت قاضی جهنم با مشعل های آنوناکی کشور را به آتش کشیدند. خدای طوفان به جای نور خورشید تاریکی را گذاشت کشور را مثل یک کاسه شکست و ریخت خستگی که از نا امیدی آمده بود تا آسمان بلند شد تمام روز باد تند وزید هر چقدر ادامه می داد بد تر می شد مانند اینکه دشمن مردم بود به همه حمله می کرد ، برادر برادر را نمی دید انسانها از آسمان هم دیده نمی شدند.

خدایان نیز از وحشت طوفان به آسمان هفتم به آسمان آنو فرار کردن ۶ روز و ۶ شب بادها وزیدند سیل باد های تند روی زمین را جاروب کردن. امواج سیل و آب مانند یک سپاه دیوانه شدند. روز هفتم طوفانی که از جنوب  شروع شده بود رو به آرامش گذاشت دریا آرام گرفت و طوفان از سرعتش کاست. وقتی به روی زمین نگاه کردم همه  جا را سکوت فرا گرفته و همه انسانها به گل لای تبدیل شده بودند. روی دریا مانند یک سقف صاف صاف بود وقتی در انبار را باز کردم به رویم نوری افتاد نشستم و گریستم برای اینکه آب همه جا را خراب کرده بود.

بعد ۱۴ فرسنگ آن طرفتر یک کوه  دیده شد. کشتی روی آن کوه نشست. کشتی که در کوه به گل نشست از جایش تکان نخورد یک روز در قله آن کوه سپری شد در روزهای پنجم و ششم نیز از جایش تکان نخورد روز هفتم یک کبوتر فرستادم ولی چون جایی برای نشستن پیدا نکرده بود یک پرستو فرستادم ولی او هم جایی پیدا نکرد یک کلاغ فرستادم رفت دید آبها کم شده و خوردنی و آشامیدنی برای خودش پیدا کرد و برای همین بر نگشت به همین دلیل هر چیزی را که گرفته بودم به چهار طرف فرستادم و روی کوه نذر کردم . هفت دیگ درست کردم رویش هیزم نی و سرو و مرسین جمع کردم خدایان وقتی بوی آن را احساس کردند جمع شدند اما در جمعشان انلیل را نخواستند چون او بدون فکر طوفانی بزرگ را به راه انداخته بود و موجب از بین رفتن انسانیت شده بود.

در هر دو متن طرز بیان اتفاق یکی هست . جاهایی را که با رنگ قرمز نشان داده ام دقت کنید طوفان از طرف خدا یا خدایان به دلیل وجود ظلم و فساد بوده و در متن گیلگمش از کشوری که زیر آبها غرق شده بحث می شود از کشوری که مانند کاسه شکسته و ریخته

منبع:www.ufolove.com

]]>
کشفی عجیب در اعماق اقیانوس! 2011-08-06T20:20:52+01:00 2011-08-06T20:20:52+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/101 برادر 201 یک شی ناشناس کف اقیانوس ما بین فنلاند و سوئد کشف شد! توسط : Daniel Bates ٬ ۲ august 2011 دایره اسرار آمیزی روی اسکنر.آخرین یافته ای که نهایتا دانشمندان رابرآن داشت که مدعی شدند زمین توسط فضاییها بازدید شده است! دانشمندان ادعا کرده اند که این یافته یک بشقاب پرنده است که تا عمق ۳۰۰ft اقیانوس مابین سوئد و فنلاند سقوط کرده است .آنها حیرت زده شدند زمانی که در هنگام تحقیقات بر روی کشتی باستانی غرق شده در کف اقیانوس ٬اسکنر سونار این شکل عجیب را در روی گل و لای به آنها نشان داد! تیم اکتشاف اقیانوس یک شی ناشناس کف اقیانوس ما بین فنلاند و سوئد کشف شد!

توسط : Daniel Bates ٬ ۲ august 2011

دایره اسرار آمیزی روی اسکنر.آخرین یافته ای که نهایتا دانشمندان رابرآن داشت که مدعی شدند زمین توسط فضاییها بازدید شده است!

دانشمندان ادعا کرده اند که این یافته یک بشقاب پرنده است که تا عمق ۳۰۰ft اقیانوس مابین سوئد و فنلاند سقوط کرده است .آنها حیرت زده شدند زمانی که در هنگام تحقیقات بر روی کشتی باستانی غرق شده در کف اقیانوس ٬اسکنر سونار این شکل عجیب را در روی گل و لای به آنها نشان داد! تیم اکتشاف اقیانوس که آنرا کشف کرده ادعا میکند که سطح زمین در اطراف این سازه زخمی شده و این نشاندهنده این است که تلاش کرده که به اطراف حرکت کند!

http://theoccultsection.com/wp-content/uploads/2011/08/UFO-on-bottom-of-the-ocean.jpg

Crashed flying saucer found on the seabed 2

این کشف موجب یک سری گمانه زنیهای سرسری توسط برخی وبلاگ نویسان و یا کسانی شود که یوفوها را مشاهده کرده اند .برخی حتی آنرا به فالکن هزاره از سری جنگهای ستارگان تشبیه کرده اند!با آن شکل متمایز خود از چنگالهای جلویی و شکل دایره وارش.روزنامه های سوئد این داستان را در صفحات اولیه خود قرار دادن و پرسیدند که آیا واقعا این اولین نشانه ها از زندگی فرازمینیان است؟

Photobucket

شکل زیر در اعماق خلیج Bothnia در طول یک جستجو برای کشتی قدیمی غرق شده میباشد .

آقای لیندبرگ بیان کرد که این شیئ بزرگ و قطری حدود ۶۰ft دارد و به وضوح در کف دریا قابل مشاهده است!او گفت ” شما در این کار شاهد چیزهای عجیب و غریب بسیاری هستید ولی من به عنوان یک حرفه ای در طول این ۱۸ سال همچنین چیزی ندیده بودم .این شیئ (کشتی) کاملا گرد است! ”

وی افزود که زمینهای زخمی شده در اطراف آن نشان دهنده محل فرود (یا سقوط ) آن و چیزی مثل خط ترمز میباشد .

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=jwHE5816_XY

با همه اینها در حال حاضر این تیم هیچ منبع مالی و کمکی برای ادامه تحقیقات روی این شکل در اختیار ندارند .در گذشته نیز ادعاهایی ازین دست بسیار شده و معروفترین آنها هم ” جاده Biminiبیمینی ” که یک ترکیب سنگی شبیه به یک جاده میباشد در دریاهای کارائیب که در ۵۵مایلی میامی در فلوریدا یافت شد و به تمدن از دست رفته آتلانتیس نسبت داده شد ولی زمین شناسان آنرا یک پدیده طبیعی اعلام کردند .گزارش کارشناسان هم به این نکته اشاره میکند که حتی شاید گرد دانستن بشقاب پرنده ها از اساس یک فرض اشتباه باشد .

منبع : روزنامه دیلی میل

www.ufolove.com

]]>
انوناکی از اغاز تا پایان 2011-07-09T20:47:56+01:00 2011-07-09T20:47:56+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/100 برادر 201 این یک اثر بزرگ است ! من بیش از ۱۸،۰۰۰ ساعت کتاب مقدس ، و بیش از ۱۰۰۰ ساعت صفحات اثار سومری را خوانده ام. خواندن این اثر ثبت شده باستانی برای هر دانشجوی کتاب مقدس به صورت جدی ضرورت دارد .آن را بخوانید و برای خودتان تصمیم بگیرید .به همه آن عشق بورزید و آن را علامت گذاری کنید . پژوهش های من از خواندن کتاب های مقدس داستان پیدایش خلقت ،آدم + حوا،شروع شده است تا فرزندان آن ها ، فرشتگان وحی شده ، فرزندان ونوادگان آن ها ، سیل نوح ،نوادگان فرزندان آن ها و ابراهیم. در تلاش برای اطلاعات بیشتر در مو

این یک اثر بزرگ است ! من بیش از ۱۸،۰۰۰ ساعت کتاب مقدس ، و بیش از ۱۰۰۰ ساعت صفحات اثار سومری را خوانده ام. خواندن این اثر ثبت شده باستانی برای هر دانشجوی کتاب مقدس به صورت جدی ضرورت دارد .آن را بخوانید و برای خودتان تصمیم بگیرید .به همه آن عشق بورزید و آن را علامت گذاری کنید . پژوهش های من از خواندن کتاب های مقدس داستان پیدایش خلقت ،آدم + حوا،شروع شده است تا فرزندان آن ها ، فرشتگان وحی شده ، فرزندان ونوادگان آن ها ، سیل نوح ،نوادگان فرزندان آن ها و ابراهیم.

در تلاش برای اطلاعات بیشتر در مورد فرشتگان وحی و فرزندان آن ها نفیلیم (Nephilim) کتاب خنوخ Enoch را پیدا کردم
که داستان را با جزئیات بیان میکند سپس در جستجوی Giants غولها و با تماشای فیلم یوتیوب من به کشف ANUNNAKI دست یافتم کسانی که از آسمان به زمین آمدند که درباره نژاد پیشرفته آن ها که میلیونها سال جلوتر از ما در فن آوری هستند بود ،مانند یک فیلم جنگ ستارگان starwars با سلاح های پرتو ،و هواپیماها . آنها از دهمین سیاره کشف نشده نیبیرو Nibiru در مسیر راه خورشیدی از سیاره پلوتون قدیمی می ایند پلوتون ، که دارای یک مدار ممتد است و از پلوتون میگذرد و وارد سیستم داخلی خورشیدی بین مریخ و مشتری در چرخش معکوس در هر ۳،۶۰۰ سال یک بار میشود . آن ها چگونه هزاران سال پیش به این جا آمدند و به بشریت بر روی زمین حیات دادند . آن ها به دلیل چرخش های طولانی مدارهای سیاره به دور خورشید دارای طول عمر بسیار طولانی هستند . آن ها انقدر تکنولوژی پیشرفته ای دارند که مردم آنها را به عنوان خدایان و اربابان می شناسند که به پیش ارباب های آسمانی باز میگردند .

Anunnaki آنوناکی ها انسان هستند و به خدا اعتقاد دارند که خدا را خالق همه چیز مینامند .
ANNUNAKI در KJV در کتاب مقدس با عنوان آناکیم ANNAKIM شناخته میشود (عبری ) که در این منبع اورده شده است :

Deuteronomy 1:28-2:10, 11, 21. 9:2 Joshua 11:21,22 and 14:12,15. .و با عنوان SONS OF ANAK در صفحات زیر نامیده میشود : ۱۳:۲۲,۲۸,۳۳; DT: 9:2; JOSHUA 15:13,14; 21:11و در قسمت ۱:۲۰ با عنوان JUDGES نامیده میشود . شماره صفحه های خود را چک کنید .

در آغاز با چگونگی تشکیل منظومه شمسی با خورشید و سپس تیامات (مادر قدیمی زمین )،
Kinguکینگو، و Tiamats ماهواره اصلی خود را طراحی کرد . از تیامات عطارد به عنوان پیام آور آسمانی،زوج های زهره و مریخ ، مشتری و زحل ، نپتون و اورانوس پدید آمدند. سپس Celestial Battleاز عمق فضای نیبیرو Nibiru پدید آمد. این مساله باعث تعظیم نپتون به محورنیبیرو( ۹۰ درجه )شد .زحل (Anshar) ماه Gaga (پلوتون) در کنارش قرار داشت و نیبیرو آن را از کنار خود ارسال آن به عنوان مامور سری چهارم (۹سیاره) به پیش ماه دیگری فرستاد . Tiamat از خالق یک ماه دیگر ماه Nibiru را در دو قسمت پدید اورد .حالا این ماه در خلاف گردش مدار زمین قفل شده است ضربه های نیمی از Tiamat در اطراف خورشید امتداد پیدا کرده است . Hammered Bracelet یادآور celestial battle میباشد .نیمه دیگر زمین جدید بارگه های طلایی به مکان جدید خود نقل مکان کرد تا ماه Tiamat را حفظ کند .( توضیحات روی صفحه ان از یک نظر زیبا تر از همه ان میباشد).The Upper Waters, The Hammered Bracelet, این داستان از اولین تمدن شناخته شده سومری با قدمت هزار ساله میباشد .این مساله با جزئیات کامل مثل یک فیلم گفته شده است .بسیاری از مردم نظرات خود را در مورد این مساله دارند که Anunnaki چه کسی میباشد و هدف خود را در این باره دنبال میکنند. اما چه میشد اگر می توانستم داستان آنوناکی Anunnaki را برای شما کلمه کلمه تعریف کنم . من فیلم هایyoutubes را از ترجمه الواح سومری Sumerian Tablets نگاه کردم و کتاب
Tablets را با کل تاریخ Endubsar (مانند موسی) پیدا کردم که انتخاب شده است و برای مدت
۴۰ شبانه روز نوشته شده بود که خود آنوناکی (کسانی که از آسمان آمدند.) Anunnaki گفته بود ” نه یک کلمه اضافه شده و نه یک کلمه کم شده است ”

کتاب از دست رفته انکی (کتاب گمشده انکی)ENKI

لوح های آنوناکی Anunnaki که از سنگ لاجورد Lapis Lazuli به رنگ آسمانی ساخته شده اند بر روی صفحه چوبی منبت کاری Acacia قرار داده شدند که بیرون ان در خارج ان Gold قرار دارد (مثل Ark از Covernant) .

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a6/Lapis_lazuli_block.jpg/225px-Lapis_lazuli_block.jpg

در مورد دهمین سیاره آنوناکیها Nibiru – Anunnaki نیبیرو سخن را با سیاره ای با شعاع های قرمز رنگ آغاز میکند .

جو این سیاره از آتش فشانها نشات گرفته و به کمک ان پدیدار شده. حرارت درونی سیاره انرا در زمان دوری از خورسید گرم نگه میدارد. لایه محافظ جو ، سیاره را از گرمای بیش از حد در دوره زمانی نزدیکی به خورشید محافظت میدارد .اتمسفر سیاره ان ها باران را در خود نگه میدارد و آزاد میکند و جریان نهرها و دریاچه ها را افزایش میدهد و پوشش گیاهی سرسبز.را حفظ میکند . برخی مردم منازل خود را در دره ها وبرخی در کوه ها میسازند . آن ها چرخش مدار را در ۳۶۰۰ سال یک sharشار مینامند .

http://www.2012omg.com/images/nibiru/nibiru.jpg

آن ها همزمان با گسترش یافتن در سراسر سیاره خود پخش می شود درگیری هایی داشتند ، قبیله ها را تشکیل دادند ، و سپس دو ملت بزرگ روبروی یکدیگر یعنی ملت شمال و جنوب تشکیل دادند .به خاطر بسیاری از جریان های مخرب بر روی زمین تمام حیات از بین رفت. سپس آتش بس اعلام شد و سپس صلح انجام شد . فرض کنید ملت ها با هم یکی شده باشند.فرض کنید یک پادشاه در Nibiruنیبیرو به سلطنت بر همه جا میپردازد ورهبری از شمال و جنوب برای قطعات زیادی از زمین ها انتخاب شده است .اگر مردی از شمال به رهبری انتخاب شده است فرض کنید با زنی در جنوب به عنوان ملکه کل منطقه همسر او میباشد .زن و شوهر یک روح در دو کالبد میشوند و فرزند اول آن ها جانشین آن ها میشود . یک سلسله متحد تشکیل می شود ،وحدت برای همیشه در Nibiru شکل میگیرد.صلح از میان خرابه ها و با ازدواج زوجی از شمال و جنوب شکل گرفته است .
پادشاه اول بعد از صلح جنگجویی از شمال بود که درست و عادلانه انتخاب شده بود.یک فرمانده توانا و با فرامین مقتدرانه در دستش مجددا استقرار یافت .قوانین و مقررات اواستقرار یافتند . فرماندارانی که او برای هر منطقه منصوب کرده بود و به اصلاح و احیای وظایف خود پرداخت. اوشهر جدیدی را ساخت کانال ها را تعمیر کردو در ان جا زمین های زیادی وجود داشت.نام سلطنتی او AN بود که معنایش آسمانی بود.جنوب برای این زن و شوهر انتخاب شده بود . Antu عنوان سلطنتی ان بود . این فرماندار که نام زنش Antu بود.

در طول سلسله از پادشاهان در Nibiru ، پادشاه اینشار ششم در سلسله پادشاهی خود دارای زمین های کم تری بود. این زمینها در دوره سرما دارای سرمای بیشتر ودر دوره گرما داغتر از سیارات در مدار بودند . کشف شده بود که حفره ای ایجاد شده است (مانند یک سوراخ در لایه ازن) . آتشفشان هایی که جو خود را تامین میکنند کم تر دارای چنین حالتی هستند . . این مساله باعث شده بود تا بسیاری از مردم نابارور شوند و قادر به بچه دار شدن نباشند. ملکه بچه ها دار نمیشد و یک پسراز معشوقه پادشاه به دنیا امده بود که نامش DuUru بود. بعد ها ملکه نوزاد پسر را که در
دروازه های کاخ رها شده بود پیدا کرد و او را بزرگ کردد که جانشین پادشاه شود. نام او Lahma. بود . او که خون سلطنتی نداشت و ضعیف بود نمیدانست که باید چه کاری انجام دهد .

این انجمن دو چیز را کشف کرد که در جو باید انجام و رفع میشد .. یکی استفاده ازموشک های هسته ای برای خارج کردن اتشفشان و دیگری استفاده از فلز بود . نام این فلز طلا بود که به پودرهای ریز تبدیل شده بود و برای از بین بردن مشکل جو استفاده میشد .در دربار شاهزادگان آشفته بودند که پادشاه از طریق نسب خونی به تاج و تخت نرسیده است .

پادشاه در برابر اتهاماتی که به وی وارد شده بود به جای برخورد مناسب به صورت احمقانه رفتار کرد به جای اینکه سعی کند مساله را سر و سامان دهد . بیشتر از شورش صحبت میشد.

شاهزاده در قصر سلطنتی اولین کسی بود که این تسلیحات نظامی را روی کار آورد. و با کلمات وعده آمیز خود به تحریک دیگر پادشاهان پرداخت .نام او آلالو ALALU بود .

او فریاد زد نگذارید Lahma دیگر پادشاه باشد اجازه ندهید تردید در تصمیم تان وارد شود .

بیایید ، شاه جهان را به مبارزه دعوت کنید . بگذارید او تاج و تخت را رهاکند .

شاهزادگان به حرف های او توجه کردند ان ها به دروازه کاخ یورش بردند.

به اتاق تاج و تخت پادشاهی و ورودی آن مثل اب جاری یورش بردند.

به برج قصر حمله کردند ،پادشاه فرار کرد و Alalu او را دنبال کرد.

Lahma فریاد زد Alalu دیگر وجود ندارد .

.Alalu به عنوان پادشاه بعدی در نظر گرفته شده بود و پادشاه دیگری برای مبارزه با او قدم پیش گذاشته بود . نام او آنو ANU بود. نواده پسر سوم ۳ را AN به نام . Enuru هر دو شاهزاده تصمیم گرفته شده بودند که

Alaluپادشاه خواهد بود ، پسر Anu و دختر Alalu جانشین تاج و تخت خواهند بود.
سفری به زمین

در زمان های کهن Alalu در Nibiru پادشاه شد. درزمان شار نهم ، Anu نبرد را به Alalu. سپرد . این مبارزه دست به دست ادامه پیدا کرد و با بدن های برهنه مبارزه انجام میگرفت .

Anu گفت برنده پادشاه خواهد شد . ان ها با یکدیگر در میدان های عمومی گلاویزشدند . در ها به لرزه در امدند و دیوار ها را تکان دادند . Alalu زانویش خم شد و بر روی سینه به زمین افتاد.. Alalu درمبارزه شکست خورده بود و Anu به عنوان پادشاه مورد ستایش قرارگرفت .’ Anuبه طرف کاخ بدرقه شد و Alalu دیگر به کاخ برنگشت . او دزدکی از بین مردم فرار کرد .او مخفیانه و دور از چشم دیگران باعجله به قصر ارابه های آسمانی رفت . او از یک ارابه موشک های پرتابی بالا رفت و در ان بر روی او بسته شد .او از در جلویی وارد شد و روی صندلی فرماندار نشست .و ان اتاق تاریک را روشن کرد و این کار را با یک نور مایل به آبی انجام داد . او سنگ اتش زنه را زد و موزیک در حال پخش شدن بود . ارابه بزرگی را که نور روشنی از ان منتشر میشد به راه انداخت و دور از جمع دیگران با قایقی از Nibiru فرار کرد .

Ea as the Waters of Life denoted by a Serpent-like Zig-Zag Assyrian priest in the role of Oannes

Oannes

Adam and Eve with Tree of Life?

Alaluمسیر خود را در جاده برفی ادامه داد در حالی که رازی که از ابتدا ان را برگزیده بود همراهی اش میکرد . سفر Alalu به زمین که سرزمین سیاره طلایی بود در مسیری که زیبایی و رنگ های سیاره اش توصیف شد حرکت میکرد. او را از کمربند سیاره کوچک به نام Hammered helmet با موشک ، مانند یک نگهبان از داخل منظومه شمسی. فرود آمد. بعدا هوا و آبهای آرام را امتحان کرد و از سازگاری با ان ها خوشحال بود .او اخبار را به Nibiru
منتقل میکرد تا برای نجات تاج و تخت به سیاره اش بازگردد . Anu برای تایید این مساله پسرش Ea (Enki) و ۵۰ مرد قهرمان رابه زمین فرستاد . Ea- Enki ، مخترع پیشرفته از جت های ابی برای پخش Hammered Bracelet استفاده میکند .

ان ها که برای سوخت نیاز به آب بیشتری در Lahmu (مریخ ) داشتند ، به اندازه کافی رودخانه داشتند اما هوای کافی نداشتند و به ارابه های خود رفتند تا بتوانند اب را به زمین بیاورند .

Enki به محض این که به زمین رسید در ۷ روز Eridu را ساخت و روز هفتم را روز استراحت قرار داد . سپس Anu پسرش Enlil ، برادر Enki را میفرستد . Anu خودش به زمین میرود تا تصمیماتی را قبل از بازگشت به Nibiru در زمانی بگیرد که با Alalu مبارزه میکند . مجددا Anu برنده میشود . اما Alalu که بازنده بود پای Anu’ را به زمین کوبید و دسته کنترل ارابه را کشید و ان را بلعید . سپس معده او دچار عفونت شد .

Alalu بعد از هفت روز مورد قضاوت قرار گرفت و با خلبان Anzu به مریخ تبعید شدند. درخواست Anzu برای ماندن با اوتا زمان مرگ او و دفن او باعث شد نامی برای خودش بسازد . آن ها با عقاب هاو ماهی همراه بودندو غذا و ابزار آنها تامین شده بود . خیلی زود Anu دختر Ninmah (Ninharsag) که یک افسر پزشک بود به زمین میرود و در راه در
مریخ توقف میکند و Anzu را پیدا میکند در حالیکه مرده است. او شصت بار از تپ اختر و امیتر استفاده میکند و Anzu. را زنده میکند .
Ninmah در ان زمان Alalu را می بیند که پادشاه Nibiru است و توده ای از استخوانها در غار یک کوه بزرگ بود.
آنها ورودی غار را دوباره با سنگ پوشاندند ؛

http://sabbathrock.com/images/face_on_mars.jpg

تصویری از Alalu را بر کوه صخره ای بزرگ حک کردند.

آنها نشان دادند که کلاه خود عقاب شل پوشیده است و چهره اش را پوشاندند.

اجازه بدهید تصویری از Alalu برای همیشه رو به Nibiru خیره باشد ، جایی که حکومت کرده است

رو به سوی زمینی که طلا ی ان را کشف کرد! (چهره ای در مریخ)

۱۲ حاکم ANUNNAKI :

Enki, Enlil و Ninma دو پسر و یک دختر پادشاه ANU هستند . ۶ پسر Enki : Marduke, Ningishzidda, Nergal,Ninagal, Gibil,Dumuzi . پسر های Enlil’ : Ninurta, Nannar, ishkur . پسر و دختر Nannar ، دوقلو ها Utu و inanna. .

دیگر نوه های پسری :

Asar, Satu – ، ان ها پسر های Marduke هستند . Horon (horus) پسر Asar که Satu را برای مرگ asars شکست میدهد که سومین پسر Nabu- Marduke میباشد . پادشاه Gilgamesh که پسر Banda نوه Utu و مادر enlil است . Ningishzidda که بعدهها به سیاره زمین انسان ها امد و THOTH نامیده میشد و پسر Enki هم میباشد . Ningishzidda هم در مهندسی ژنتیک DNA بسیار توانا میباشد و به طراحی اهرام گیزا ، بزرگ ترین سیل جهان میپردازد و افعی بال دار نامیده میشود . ( نماد DNA از دو گره خورده ( نماد پزشکی ) .

طراحی اهرام آتلانتیس و کریستال آتلانتیس بدون Bimini زیر دریا که دلیل تمدن های Mayan,Astec در امریکا و اسیای جنوبی میباشد .

آثار ANUNNAKI
اهرام مصر که توسط ANUNNAKI ساخته شده اند با طراحی Ningishzidda Ekur – بوده است . خانه ای که مانند کوه است(پس از ایجاد سیل بزرگ ساخته شده است ). اهرام مورد نظر با کلمات Enki to Enlil نامیده میشوند :زمانی که در اینده در مورد این مساله از شما سئوال شود : کی و توسط چه کسی این روش حذف شده است .

Sphinxs

اجازه دهید علاوه بر قله های دو قلو سن شیر را مشخص کنیم و بگذاریم تصویر Ningishzidda ، طراح ان به عنوان بهترین طراح مشخص شود . سپس مردوک Marduke مجددا ان را در تصویری از Nabu نشان میدهد که ادعا میکند زمین است .

چهره ای بر روی مریخ – Alalu – ان ها غار رابا سنگ ها پوشاندند . اجازه دهید تا تصویر Alalu برای همیشه به سمت Nibiru خیره باشد که در ان جا فرمانروایی کرده است ، سرزمینی که وی طلای ان را کشف کرد . ( چهره ای بر روی مریخ ) .

بلوک های بزرگ سنگی

یک سکوی زمینی برای ارابه های کریستالی به وسیله Skyships نیز حرکت کرده است . معبد ژوپیتر BAALBEK LEBANON

قسمت سطح زمین کوهستان های Cedarسدر ( چهارمین صفحه ) Enlil میباشد که در کشتی پرنده Edin به بررسی کوهستان ها و رود هایی پرداخته است که مد نظرش بوده است . Enlil با گرمای خورشید داغ کرده بود و به دنبال سایه و جای خنک میگشت . کوهستان های پوشیده از برف در شمال قسمتی که عدن Edin قرار داشت و او ان جا را دوست داشت . او در بالای دره کوهستان و در جایی که اشعه های خورشید بر روی سطح ان جا گسترده شده بود دراز کشید . سنگ های بزرگ دامنه کوه ها بریده شده و به اندازه های کوچک تبدیل شدند . ان ها برای بالا نگاه داشتن سکو با کشتی های پرنده ان ها را حمل کردند و از ان محل برداشتند . Enlil با رضایت به بررسی کار دستی پرداخت . کاری که واقعا دوراز باور بود : اثری که همیشه بر جای ماند .

Obelisk – اولین اثر از Anunnaki که در Tablet ها به ثبت رسیده بود .

اهرام Mayan – ( امریکا ) اهرام Ningishzidda- Thoth ( که افعی بالدار نامیده میشود ) + اهرام آسیا .

Anunnaki معدن های طلا را برای ۸۰ شار به مدت ۳۰۰۰۰ سال قبل از ایجاد کمک کارگر های اصلی استخراج کرد. مهندسین Ningishzidda نسخه اصلی DNA انسان مرد رااز Anunnaki با تخمدان Homoerectu زن در یک ظرف گلی در زمین قرار دادند و ( مثل لوله تغذیه بچه ) و آن را به رحم Ninmah(Ninharsag) تزریق کردند . Ninmah بچه ای به نام Adamu. را به دنیا می اورد . همین اتفاق دوباره تکرار میشود اما باز هم دختر میباشد . Enki ان را به Damkina(Ninki) تزریق میکند . ( همسر Enki ، دختر Alalu ) . Damkina فردی را به نام تیامات Tiamat به دنیا می اورد . مدل های ADAMU & TIAMAT که در تصویر Anunnaki’ به عنوان مستخدم ها کشیده شده اند ( نه برده ها ) . او نژاد مخالف انسان بر روی زمین بود . تولد Shaggy از Adamu پوست تیره ای نداشت اما موهای او سیاه بود ، رنگ پوست او هم همانند خون غیراصیلش بود . مثل رنگ Absu ( افریقا ) . آن ها به کلاهک نگاه کردند : شکل آن عجیب بود و دور آن را پوست پوشانده بود .بر خلاف Anunnaki که پوستی دور آن را نگرفته بود . سر آن پوشانده شده بود و چیزی را دستش کرده بود . او به سختی آن را باز کرد . صورت او به یک باره زرد شد : که در آن رحم از رحم دیگری امده بود . یک دختر . یک دختر به دنیا امده بود . او با خوشحالی سر Ninki داد زد .

چهره نوزادان و اندام آنها به دقت مورد مطالعه قرار گرفت .آن ها از شکل خوب و گوش و چشم سالم برخوردار بودند
بودند اندام های پایینی مثل پاها مناسب نبودند و آن ها پشمالو بودند و رنگ موی او مانند شن های ماسه بود .پوست او صاف بود مثل Anunnaki . او دختر بچه ای را به نام Ninmah را در بغل گرفت . او دست ها را به هم زد و نوزاد تازه متولد شده چیز هایی را به خوبی بیان کرد . از نظر Ninki ، همسر Enki ، کودک تازه متولد شده دنیاامده ، پرورش میابد و بزرگ میشود .

شاخه DNA حیات طولانی مثل انسان های Nibiru داده نشده بود . شاخه DNA تیز برای تولید مثل از بین رفته بود . به دلیل عدم زاد و ولد ، در روش ژنتیکی جراحی ، Ningishzidda از دنده Enki و Ninmah دو شاخه از دست رفته dna را برای زاد و ولد با پوشش های کمر جدا کرد .

Enlil که دیگر برهنه نبود در ان قسمت راه رفت و این مساله را مشاهده کرد . نسل های قبلی انسان های زمینی یعنی Adamu و Tiamat، معدن های طلا را برای Anunnaki استخراج کردند و طلا به Nibiru بازگردانده شد که برای جو موثر بود که باید هر شار نزدیک به زمین را از فواصل نزدیک به سیاره ما دو باره پر کند . Enki به اختراع و ایجاد ماشین ها و ابزارهای معدن کاوی ، کشتی های پرنده چرخان (هلکوپتر) ،و ارابه های اسمانی خواهد پرداخت و سپس دو روبات مصنوعی برای ذخیره کردن نام نوه Enlils به نام inanna استفاده میکند . رهبران Anunnaki هر کدام ۱۲ علامت آسترولوژی به ان ها داده میشود . سپس ان ۱۲ نفر با عنوان نام های خدایان مصری و یونانی شناخته میشوند .

کمبود غذا دلیلی بود برای اینکه در طرح Enki’ انسان های متمدن به کشاورزی و چوپانی بپردازند . Enki انکی از دو انسان زمینی آدم Adapa و حوا Titi فرزندانی به نام Dawn و Dusk دارد که تولد ان ها در یک روز اتفاق افتاده است . آدم Adapa به Nibiru برده شد تا پادشاه Anu را ملاقات کند . Adapa و Titi فرزندان دو قلو به نامهای قابیل Ka-in و هابیل Abael داشتند . Ka-in کشاورزی میکرد و Abael چوپان بود . دانه و علف برای گوسفندان از Nibiru. اورده میشد . بعده ها Ka-in و Abael با هم دعوا کردند . Ka-in سنگی را بلند کرد و پشت سر هم او را زد . زمانی که او دید خونش به جوش امده است فریاد زد برادر من Abael ! اما خیلی دیر شده بود . Titi در اخطارهای قبلی در رویاهایش دیده بود که خون Abael را در دست Ka-in دیده است و Adapa را بیدار کرده است و به پیش پسر های ان ها رفته است .

Enki خیلی Ka-in تحریک شده را در سرزمین سرگردان با خواهرش Awan عصبانی کرده بود و به دریای بزرگ امریکا رفته بود . Ningishzidda قبل از رفتن به ان جا اساس زندگی Ka-in’ را( d.n.a ) به گونه ای تغییر داد که ریش نباید رشد کند ( علامت ) . فرض کنید که نوادگان ka-ins از امریکایی ها متمایز شده اند ( هندی ها ریش ندارند؟ ) . نژاد هایی از انسان ها که ریش نمیگذارند . سنگ قبرهای تپه ای – رسم تدفین ANUNNAKI – ABAEL نیز به این روش دفن شده است . Enki که در زیر یک سنگ دفن شده است نشان دهنده رسم تدفین Anunnaki برای Adapa و Titi میباشد . Adapa و Titi به تغییر Sati (seth) برای جایگزینی Abael برای تمام ۳۰ دختر و پسر اول Sati پرداختند . اولین پسر Enshi نامش Kunin بود ، فرزند اول Kunin نامش Malalu بود و اولین پسر Malalu irid بود . فرزند اولIrid نامش Enkimi (Enoch) بود . او علاقه ای به Enki نشان داد و نام ستاره ها را بر او گذاشت و در یک سفر آسمانی marduke به ماه از طریق سیستم خورشیدی بر روی مریخ باقی مانده بود و تا اخر روز سفرش فرمانده Anunnaki بر روی مریخ بود که Igigi نامیده شده بود . اولین پسر Enkimi نامش Matushal بود ، پسر اول Matushal نامش Lumach بود . Lumach با Batanash ازدواج میکند که دختر برادر Matushal بوده است . همسر Lumach’ به نام Batanash پسری به نام Ziusudra داشت ( پدرش Enki بود ) . پوست او مانند برف سفید بود ، موهایش رنگ چرم بود ، چشم هایش رنگ اسمان بود و در نور برق میزد ( ابی یا زال ) ( توصیفی که از او در زمان تولدش ارائه شده است همانند حضرت مسیح میباشد که کشتی میسازد تا خود و خانواده اش را از Deluge ( طوفان نوح ) نجات دهد . داستان فرشته های وحی ( مانند کتاب Enoch ) بعدا در سال ۶۰۰ برای Anunnaki بر روی زمین ارائه شد . بر روی Lahmu ( مریخ ) ، ۳۰۰ پایگاه برای طلا به Nibiru ساخته شد . Shamgaz ، مدیر ، رهبر ۳۰۰ igigi (Anunnaki بر روی مریخ ) به زمین امد که در زمان ازدواج Marduke و Sarpanit بوده است که از دختر Enkimi (Enoch) بر روی زمین متولد شده است . پس از این جشن ۲۰۰ igigi ربوده شدند و از ان ها خواسته شد تا فرزندان و بچه های مشابه با ان ها داشته باشند . Galzu یک مامور سری پادشاه با موهای سفید است که از ارابه اسمانی پیاده شده و به دو قبیله Enki و Enlil میگوید که آن ها از چرخه های کوتا ه زمینی و قدرت جاذبه کم تر استفاده کرده اند و در صورتی در مدت کوتاهی از بین میروند که آن ها به Nibiru بازگردند . همچنین به نظر میرسد که او هم دارای آرزوی یک قرص ابی رنگ Ark را برای Ziusudra دارد تا خود ، همسر و سه فرزندش ، Shem, Ham,Yafet ، و همه حیوانات و DNA را نجات دهد . Enki از خواب بیدار میشود تا قرص نشان داده شده را در کنار خود بیابد . Enki با Ziusudra از طریق نی بادی صحبت میکند تا قرص را پیدا کند .

(کره زمین قبل از طوفان نوح: در پی این طوفان خلیج فارس شکل گرفت که تمدنهایی که بین بوشهر ایران و بحرین بود به زیر آب رفت.تمدن باغ عدن را به این منطقه منتسب میکنند.بقایای این تمدنها چندی پیش کشف شد که در این سایت ذکر گردید.)

SDG Ziusudra (نوح) در Nibiru در اثر گرانش ناشی از ورقه یخ قطب جنوب به سمت دریا است که باعث ایجاد سوپر موج جزر و مدی در زمین میشود. سپس بلورهای یخ بر استراتوسفر که پرتوهای کیهانی در آن زمان مسدود شده را ذوب کرده که بر روی ان چهل شبانه روز باران باریده است. Anunnaki چرخش زمین را در خود کشتی ارابه آسمانی متوقف کرده است تا سیل را از بین ببرد .

Marduke, Sarpanit, ، دو پسر ها ، igigi Anunnaki و خانواده های ان ها بر روی سیاره Lahmu ( مریخ ) مانع طغیان سیلشدند . Nannar درخواست از بین بردن سیل را بر روی Kingu داد ( ماه ) .

Ninagal به وسیله Enki برای ملحق شدن Ziusudra به هدایت Ark در کوهستان های Arata(Ararat), انتخاب شد ، و اکثیر حیات DNA را در ابتدا برای او آورد و تخم حیات حیوانات به وسیله Enki و Ninmah در جعبه ای از چوب کنار جمع اوری شد که در بین فرزندان Ka-in دریای بزرگ بود ( امریکایی – هندی ) که خانه های ساحلی را از سیل نجات داد . دو برادر و خواهر مدیر بودند . و خواسته و اراده خوداوند این بود که انسان ها زنده بمانند .

پس از سیل ساختمان اهرام Anunnaki و Sphinxs به وسیله Ningishzidda. ، پسر ، پسرهای Marduke ، ساخته شد و Asar و Satu با دو دختر Shamgaz ، فرمانروای igigi clan ازدواج کردند . Satu که به برادرش حسادت میکرد ، Asar و همسرش را با دادنه هایی که Horon به ان ها داد کشت . Horon بزرگ شد و به یک قهرمان تبدیل شد و Satu را در جنگی علیه وی شکست داد . Anunnaki igigi تا مسیر خیلی نزدیکی از دروازه قصر ارابه های اسمانی پیشروی کرد ( به خاطر داشته باشید که Elijah بهداخل ارابه های پرنده برده شده بود . ) . بنابراین Enlil پسرش Ninurta را میفرستد تا دروازه جدیدی را در دریای بزرگ بسازد . (خطوط Nazca امریکا ) .

Galzu مجددا در خواب به نزد Enlil می اید تا افرادی به نام Shem (فرزند اول Ziusudras) و یا IbruUm (آبراهام ) از مصیبت نجات دهد . جنگی میان خود Anunnaki ها در گرفت . Inanna بر علیه Marduke به خاطر کشتن معشوقه اش Dumuzi. قیام کرد . تجهیزات این ترور هرگز به پای تجهیزات قلمروی mardukes نمیرسد .

دختر از خانواده Enlil و پسر از خانواده Enki بود . اما حسادت Marduke به حاکم جوان تر به نام Dumuzi بعده ها اورا تحریک کرد . او به داخل رودخانه تندابی میپرد و غرق میشود . inanna با او در Ekur (اهرام) به مبارزه پرداخت تا در درون خویشتن ارام بگیرد . سلاح های پرتویی او بناهای اهرام اولیه را در هم شکست . حالا Marduke در درون خود جستجو میکند و Ningishzidda ، طراح اهرام ، به دنبال راهی برای روبرو شدن با او و مبارزه بااو در دریای بزرگ Sarpanit و پسرش Nabu میباشد . (برج داستان BABEL) . BAB به معنای دروازه و EL به معنای دروازه خدایانبرای خدا میباشد . بعده ها Anu به زمین می اید و از Marduke عذر خواهی میکند تا برگردد . بعده ها Marduke که هنوز خواستار قدرت میباشد یک قطعه سنگ را به طرفداران خود نشان میدهد و یک برج را میسازد . Marduke یک دروازه غیر قابل ورود برای افراد غیر مجاز برای ورود به بهشت میسازد . ( یک دروازه ستاره ای ) . اگر امکان انجام این کار فراهم شود انگاه هیچ بعدی از انسان غیر قابل دسترسی نخواهد بود . Ninurta میگوید این برنامه شیطانی باید متوقف شود . چیزی که همه با ان موافق هستند . شباهنگام بود که Enlilite Anunnaki با کشتی پرنده خود با اتش و باروت امد و و برجی را که ان ها ساخته بودند نابود کرد . ان ها توابعی را در سرتا سر منطقه گماردند . Enlil مردم را مجبور کرد به زبانی که او میخواهد حرف بزنند . او یک شیوه نگارش جدید را ارائه داد که بقیه نمیتوانستند ان را بفهمند .

Marduke تا ان جا پیش میرود که ادعای اهرام را میکند و برای صلح با امریکا ، Ningishzida را ترک میکند و و او با عنوان افعی بالدار معروف است ( سمبل DN ) /

آخرین مصیبت – Mardukeمردوک به گرفتن سرزمین همراه با پسرش Nabu در ارابه های آسمانی ادامه میدهد . دو پسر های Enki و Enlil سلاح های تروریستی را کنار میگذارند اما بال شیطان (انفجار اتمی )در سرزمین سومری ها گسترده میشود و به کل حیات در آن جا پایان میبخشد . Anunnaki کشتی پرنده آن ها را رها میکند و به قسمت دیگری میرود و تونل مخفی زیر زمینی دنیا از پرتوهای کیهانی در امان میماند . این سلاح های تروریستی مخرب هرگز به قلمروی mardukes نرسیدند .

King Anu آنو در نیبیرو بود و اطلاعی در مورد Galzu نداشت و آن ها را مجبور کرد تا بفهمند Galzu فرستاده و مامور مخفی خالق بشر میباشد . یعنی هدف آن ها امدن به زمین و حیات دادن به بشریت بود . آن ها همه ناخواسته فرستاده بودند . محافظانی که از حیات بر روی زمین محافظت میکردند . همانگونه که ما اکنون در این جا هستیم تا به حفظ حیات بپردازیم و از آن مراقبت کنیم . محافظی از جانب خالق بشر .

منبع: www.ufolove.com

]]>
ایا در 600 میلیون سال پیش انسان وجود داشته است؟ 2011-07-02T20:35:42+01:00 2011-07-02T20:35:42+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/99 برادر 201 بر اساس تئوری تکامل داروین موجودات میمون شکل در حدود ۲۵ میلیون سال پیش پا به عرصه ی وجود گذاشته اند و حدود ۲۰ میلیون سال بعد از آن این موجودات قادر به حرکت روی دو پای خود به شکل امروزی شدند و در طول ۵ میلیون باقی سال این فرایند تکامل ادامه یافت تا اینکه ۱۰۰ هزار سال پیش انسان مدرن پا به عرصه ی وجود گذاشت . باستان شناسان قدمت اشیای کشف شده را بر اساس محل قرار گیری آن شی در لایه های خاک تخمین می زنند ومعمولا اشیایی که در عمق کم خاک و نزدیک به سطح کشف می گردد مربوط به این دوره ی ۱۰۰ هزار ساله می با بر اساس تئوری تکامل داروین موجودات میمون شکل در حدود ۲۵ میلیون سال پیش پا به عرصه ی وجود گذاشته اند و حدود ۲۰ میلیون سال بعد از آن این موجودات قادر به حرکت روی دو پای خود به شکل امروزی شدند و در طول ۵ میلیون باقی سال این فرایند تکامل ادامه یافت تا اینکه ۱۰۰ هزار سال پیش انسان مدرن پا به عرصه ی وجود گذاشت . باستان شناسان قدمت اشیای کشف شده را بر اساس محل قرار گیری آن شی در لایه های خاک تخمین می زنند ومعمولا اشیایی که در عمق کم خاک و نزدیک به سطح کشف می گردد مربوط به این دوره ی ۱۰۰ هزار ساله می باشد و اشیای ابتدایی تر که در لایه خاک با عمق بیشتر کشف می شود که تا چند میلیون سال نیز می تواند قدمت داشته باشد.

http://www.up.iranblog.com/images/ks90weymu88ncfyo2csv.jpg

در این بین شواهدی نیز از دل خاک بیرون میآید که خلاف آنچه که در بالا گفته شد را ثابت می کند .

۱- اشیای مربوط به انسان مدرن با قدمت ۵۵ میلیون سال

در سال ۱۸۸۰ میلادی در یک معدن طلا در کالیفرنیا در کوه تی بل (Table ) در عمق ۹۰ متری زمین معدن چیان به اشیای سنگی برخوردند که طبق آنچه باستان شناسان به آن معتقدند مربوط به انسان مدرن میباشد ولی این اشیا با توجه به برآوردهای انجام شده حدود ۵۵ میلیون سال قدمت دارند .

http://www.up.iranblog.com/images/t694vn3fuqmsqx1hbf.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/ck3n5gxr4w1ubf1uq40q.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/eyc8fyujk1yh0shhuyxc.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/6a3nj6g7f8ob8kk9rm8.jpg

۲- فسیل انگشت انسان با قدمت ۱۳۵ میلیون سال

این انگشت در کاوش های باستان شناسی مربوط به شناسایی فسیل های دایناسورها در یک لایه آهکی در امریکا کشف شد .

تحقیقات بیشتر اثبات کرد که این فسیل مربوط به انگشت انسان می باشد. برخی نیز معتقدند که فسیل متعلق به بیگانگان می باشد .

http://www.up.iranblog.com/images/80rldjgkiha1crxfqw1.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/piasapx5zd0oeouiew9t.jpg

۳- رد کفش انسان با قدمت ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیون سال در یوتا امریکا (قبل از به وجود آمدن حیوانات )

قبل هر چیز باید متذکر شوم که در ۶۰۰ میلیون سال پیش موجودات زنده حالت بسیار ابتدایی داشته و ۵۰ میلیون سال بعد از آن اشکال پیچیده تر حیات شکل گرفته اند.

ویلیام جی میستر که یک جمع کننده ی آمارتور فسیل محسوب میشد در سال ۱۹۶۸ یکی از عجیب ترین کشفیات دوره باستانشناسی را انجام داد.در منطقه ی چشمه های آنتولوپ که در ۴۳ مایلی شمالغربی دلتای یوتا قرار دارد میستر یک تخته سنگ بزرگ را یافت که روی آن رد پای انسان وجود داشت.اینطور به نظر می رسید که این رد شبیه رد صندل می باشد. این رد ۲۶ سانت طول دارد و در قسمت پنجه ۹ سانت و در قسمت پاشنه در حدود ۷٫۵ سانت می باشد.

او همچنین فسیل یک موجود زنده را در رد پا شناسایی نمود که این موجود از ابتدایی ترین اشکال حیات در کره زمین می باشد که در دوره ای بین ۲۶۰ تا ۶۰۰ میلیون سال پیش می زیسته است.

۴- اشیای گوی شکل فلزی با قدمت ۲٫۸ میلیارد سال !

در طی دهه های گذشته معدنچیان افریقای جنوبی صدها شی کروی فلزی را از دل خاک بیرون آورده ند که حداقل تعدادی از آنها دارای ۳خط موازی در وسط خود ( مانند خط استوا در زمین ) می باشند . قدمت این گوی ها با توجه به لایه خاک وسنگهایی که درون آن قرار گرفته بودند ۲٫۸ میلیارد سال تخمین زده شده است.

http://www.up.iranblog.com/images/3lg3zmnzwdbs49ar5pbe.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/976tax4su79ghbipau8.jpg

این گوی ها دو دسته هستند :

دسته ی اول از یک فلز با رنگ متمایل به آبی با بلورهای سفید تشکیل شده است ودسته ی دوم گوی های تو خالی هستند که مرکز آنها با یک ماده ی اسفنج مانند پر شده .

آقای جان هاند در حالی که در یک رستوران نشته بود .با یکی از گوی ها شروع به بازی کرد او متوجه شد که وقتی آن را روی میز می چرخاند ( مانند فرفره ) در هنگام چرخش گوی دارای تعادل عجیبی است .

او یکی از گوی ها را برای بررسی به موسسه ی تحقیقات فضایی در کالیفرنیا فرستاد بابررسی های انجام شده این موسسه اعلام کرد که تکنولوژی اندازه گیری دقت تعادل این گوی وجود ندارد وهمچنین تکنولوژی ساخت همچین شیی با این اندازه از تعادل نیز موجود نیست و تنها جایی که می توان همچین چیزی را ساخت مکانیست که درآن جاذبه صفر می باشد .

 

منبع www.ufolove.com

]]>
سایت جدید ufolove 2011-06-29T17:31:10+01:00 2011-06-29T17:31:10+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/98 برادر 201 سلام دوستان عزیز معذرت بابت دیر اپلود کردن چون دسترسی به اینترنت نداشتم.الان هم سایت پر ارزش یوفو لاو که تازه راه اندازی شده رو بهتون پیشنهاد می کنم تا یه سری بهش بزنید.                                                       &nbsp سلام دوستان عزیز معذرت بابت دیر اپلود کردن چون دسترسی به اینترنت نداشتم.الان هم سایت پر ارزش یوفو لاو که تازه راه اندازی شده رو بهتون پیشنهاد می کنم تا یه سری بهش بزنید.

                                                            www.ufolove.com

]]>
فضایی ها در گذشته 2011-05-28T12:05:21+01:00 2011-05-28T12:05:21+01:00 tag:http://mr201.mihanblog.com/post/97 برادر 201 یکی از دوستان گفته بود که من چرا به فضایی ها اعتقاد دارم واز کجا میدونم اونها وجود دارم در مطالب پایین شواهدی از کتاب عهد عتیق و یکی از تحقیقات انسان شناسی چند سال اخیر اورده شده است که خالی از لطف نیست اگر بخونیدش.   گروهی از انسان شناسان که به همراه مردم بومی در منطقه ای دورافتاده درهند مشغول به کار بودند دست به اکتشافی فوق العاده زدند: نقاشی هایی پیچیده داخل غار مربوط به دوران پیش از تاریخ که بیگانه ها و وسیله ای مانند یوفو را به تصویر میکشد. این تصاویر در هوشنگ آباد یکی از بخش های یکی از دوستان گفته بود که من چرا به فضایی ها اعتقاد دارم واز کجا میدونم اونها وجود دارم در مطالب پایین شواهدی از کتاب عهد عتیق و یکی از تحقیقات انسان شناسی چند سال اخیر اورده شده است که خالی از لطف نیست اگر بخونیدش.

 

گروهی از انسان شناسان که به همراه مردم بومی در منطقه ای دورافتاده درهند مشغول به کار بودند دست به اکتشافی فوق العاده زدند: نقاشی هایی پیچیده داخل غار مربوط به دوران پیش از تاریخ که بیگانه ها و وسیله ای مانند یوفو را به تصویر میکشد.

http://ufolove.files.wordpress.com/2010/11/10020ancientastro.jpg?w=300

این تصاویر در هوشنگ آباد یکی از بخش های ایالت مادهیا پرادش که تنها 70 کیلومتر از مرکز حکومت محلی رایزن فاصله دارد پیدا شده اند. این غارها در اعماق جنگل هایی انبوه مدفون هستند.

در این نقاشی داخل غار، تصویر واضحی از آنچه که می تواند یک بیگانه یا ای-تی در لباس فضانوردی باشد به همراه تصویری کلاسیک از یک یوفو به شکل بشقاب پرنده که به نظر می رسد چیزی را به داخل می کشد یا از خود خارج می کند، به چشم می خورند که میتوانند مربوط به یک سناریوی قدیمی ربوده شدن توسط یوفو باشند. همینطور زمینه ای از انرژی یا نوعی راه عبور در پشت یوفو دیده می شود.

همچنین شکل دیگری در اینجا به تصویر کشیده شده که می تواند یک کرم چاله باشد، در توضیح اینکه چگونه بیگانگان قادر بودند به زمین دسترسی داشته باشتند. این تصویر ممکن است علاقه مندان به یوفو را به این سمت هدایت کند که این نقوش با دخالت خود بیگانه ها کشیده شده اند.

واسیم خان، باستان شناس محلی، شخصاً این تصاویر را مورد بررسی قرار داده. او اعلام کرد که اشیاء و موجودات دیده شده در این نقاشی داخل غار در مقایسه با سایر آثار متعلق به دوران پیش از تاریخ به جا مانده در غارها که زندگی گذشته را در این منطقه توصیف می کنند کاملاً غیرعادی و متمایز هستند. او اعتقاد دارد این تصاویر می توانند این ایده را مطرح کنند که موجوداتی از سیارات دیگر از دوران پیش از تاریخ با انسان ها در ارتباط بوده اند: این ایده اعتبار بیشتری به ” نظریۀ فضانوردان باستانی” که ادعا می کند تمدن انسان به کمک بیگانه هایی خیرخواه از فضاهای دوردست بنا نهاده شده می بخشد.

 

چون در مقالات و اخباری كه در مورد مسائلی همچون نفیلیم، آفرینش انسان، برج بابل و…. بیان میگردند خواننده مرتبا به كتب باستانی مانند كتاب آفرینش(عهد عتیق) و دیگر كتب ارجاع داده میشود لازم دیدم متن این كتب را یافته و پس از ترجمه در اختیار رامتین قرار بدم كه تو سایت قرار بده.

آنچه كه پیش روی شماست بخشهائی از این كتب هستند كه مرتب از آنها نقل قول میشه، من متن انگلیسی رو پیدا كردم كه با انگلیسی رایج كنونی یه مقداری تفاوت داره، ولی سعی كردم ترجمه روان و قابل استفاده و بدون دستكاری ناشی از تعصب ارائه بدم.

پس از مطالعه این متون متوجه میشید كه مسائل طرح شده با مطالبی كه كردو موتوا شمن آفریقائی نقل كرده هماهنگی زیادی دارند كه جالب توجه و درخور تعمق هست.

Book of the genesis

003:022 And the LORD God said, Behold, the man is become as one of us,

to know good and evil: and now, lest he put forth his hand,

and take also of the tree of life, and eat, and live for ever:

خدای ارباب گفت : آگاه باشید كه انسان یكی از ما (خدایان) است، (ای انسان) حال برای اینكه خوب و بد را بفهمی دستت را پیش بیار و از درخت زندگی بخور باشد كه تا ابد زندگی كنی.

003:023 Therefore the LORD God sent him forth from the garden of Eden,

to till the ground from whence he was taken.

انسان را به باغ عدن فرستاد تا در زمینی كه از آن جدا شده بود زراعت كند.(پس ابتدا انسان را از زمین برده بودند).

003:024 So he drove out the man; and he placed at the east of the

garden of Eden Cherubims, and a flaming sword which turned

every way, to keep the way of the tree of life.

پس انسان را در شرق عدن جای داد و فرشته زیبائی با شمشیر آتشین مراقب او بود تا او را از درخت زندگی دور نگاه دارد.

004:001 And Adam knew Eve his wife; and she conceived, and bare Cain,

and said, I have gotten a man from the LORD.

پس آدم حوا را به عنوان همسر خود شناخت و او kain (قابیل) و said (خواهرش) را به دنیا آورد، آدم گفت كه خداوند به من فرزندانی اعطا كرد.

004:002 And she again bare his brother Abel. And Abel was a keeper of

sheep, but Cain was a tiller of the ground.

باز حوا Abel (هابیل) و خواهرش را بدنیا آورد. ابل دامداری و كین كشاورزی میكرد.

004:003 And in process of time it came to pass, that Cain brought of

the fruit of the ground an offering unto the LORD.

004:004 And Abel, he also brought of the firstlings of his flock and

of the fat thereof. And the LORD had respect unto Abel and to

his offering:

004:005 But unto Cain and to his offering he had not respect. And Cain

was very wroth, and his countenance fell.

004:006 And the LORD said unto Cain, Why art thou wroth? and why is

thy countenance fallen?

004:007 If thou doest well, shalt thou not be accepted? and if thou

doest not well, sin lieth at the door. And unto thee shall be

his desire, and thou shalt rule over him.

پس از مدتی كین و ابل برای خداوند هدایائی آماده كردند، قابیل از محصولات كشاورزی اش و هابیل از حیوانات تازه بدنیا آمده و پروار، خداوند هدایای كین را قبول نكرد ولی ابل را پذیرفت و او را احترام كرد، كین خشمگین شد ولی خداوند به او گفت چرا خشمگین میشوی؟ خود از بدترین محصولت آوردی و خود باعث نپذیرفته شدن هدایایت گشتی، حال ابل را بعنوان مهتر و رئیس منصوب میكنم.

004:008 And Cain talked with Abel his brother: and it came to pass,

when they were in the field, that Cain rose up against Abel

his brother, and slew him.

004:009 And the LORD said unto Cain, Where is Abel thy brother? And he

said, I know not: Am I my brother’s keeper?

004:010 And he said, What hast thou done? the voice of thy brother’s

blood crieth unto me from the ground.

004:011 And now art thou cursed from the earth, which hath opened her

mouth to receive thy brother’s blood from thy hand;

ولی كین از ابل اطاعت نكرد و او را كشت، خداوند به كین گفت “كجاست ابل؟” كین پاسخ داد كه نمیدانم آیا من نگهبان برادرم هستم؟ خداوند گفت تو چكار كردی كه خون برادرت كه در زمین فرو رفته مرا با فریاد میخواند؟ پس زمین كه خون ابل را بلعیده بود كین را نفرین كرد.

004:012 When thou tillest the ground, it shall not henceforth yield

unto thee her strength; a fugitive and a vagabond shalt thou

be in the earth.

پس زمانی كه زمین را كشت میكنی مانند قبل به تو محصول نخواهد داد و تو در زمین آواره و فانی خواهی بود.

004:013 And Cain said unto the LORD, My punishment is greater than I

can bear.

004:014 Behold, thou hast driven me out this day from the face of the

earth; and from thy face shall I be hid; and I shall be a

fugitive and a vagabond in the earth; and it shall come to

pass, that every one that findeth me shall slay me.

004:015 And the LORD said unto him, Therefore whosoever slayeth Cain,

vengeance shall be taken on him sevenfold. And the LORD set a

mark upon Cain, lest any finding him should kill him.

كین گفت كه خدایا من بسیار پشیمانم، علاوه بر آنچه مقدر كردی اراده كن كه هر كه مرا در زمین یافت مرا بكشد تا مجبور به مخفی شدن نیز باشم، خداوند گفت باشد هر كه تورا یابد خواهد كشت ولی خود او نیز هدف انتقام قرار خواهد گرفت!!

004:016 And Cain went out from the presence of the LORD, and dwelt in

the land of Nod, on the east of Eden.

004:017 And Cain knew his wife; and she conceived, and bare Enoch: and

he builded a city, and called the name of the city, after the

name of his son, Enoch.

كین و همسرش در شرق عدن در سرزمین ناد ساكن گشتند و فرزندی به نام انوخ بدنیا آوردند و شهری به نام انوخ بنیان نهادند.

004:025 And Adam knew his wife again; and she bare a son, and called

his name Seth: For God, said she, hath appointed me another

seed instead of Abel, whom Cain slew.

004:026 And to Seth, to him also there was born a son; and he called

his name Enos: then began men to call upon the name of the

LORD.

005:001 This is the book of the generations of Adam. In the day that

God created man, in the likeness of God made he him;

005:002 Male and female created he them; and blessed them, and called

their name Adam, in the day when they were created.

005:003 And Adam lived an hundred and thirty years, and begat a son in

his own likeness, and after his image; and called his name

Seth:

005:004 And the days of Adam after he had begotten Seth were eight

hundred years: and he begat sons and daughters:

005:005 And all the days that Adam lived were nine hundred and thirty

years: and he died.

005:006 And Seth lived an hundred and five years, and begat Enos:

005:007 And Seth lived after he begat Enos eight hundred and seven

years, and begat sons and daughters:

005:008 And all the days of Seth were nine hundred and twelve years:

and he died.

005:009 And Enos lived ninety years, and begat Cainan:

005:010 And Enos lived after he begat Cainan eight hundred and fifteen

years, and begat sons and daughters:

005:011 And all the days of Enos were nine hundred and five years: and

he died.

005:012 And Cainan lived seventy years and begat Mahalaleel:

005:013 And Cainan lived after he begat Mahalaleel eight hundred and

forty years, and begat sons and daughters:

005:014 And all the days of Cainan were nine hundred and ten years:

and he died.

005:015 And Mahalaleel lived sixty and five years, and begat Jared:

005:016 And Mahalaleel lived after he begat Jared eight hundred and

thirty years, and begat sons and daughters:

005:017 And all the days of Mahalaleel were eight hundred ninety and

five years: and he died.

005:018 And Jared lived an hundred sixty and two years, and he begat

Enoch:

005:019 And Jared lived after he begat Enoch eight hundred years, and

begat sons and daughters:

005:020 And all the days of Jared were nine hundred sixty and two

years: and he died.

005:021 And Enoch lived sixty and five years, and begat Methuselah:

005:022 And Enoch walked with God after he begat Methuselah three

hundred years, and begat sons and daughters:

005:023 And all the days of Enoch were three hundred sixty and five

years:

005:024 And Enoch walked with God: and he was not; for God took him.

005:025 And Methuselah lived an hundred eighty and seven years, and

begat Lamech.

005:026 And Methuselah lived after he begat Lamech seven hundred

eighty and two years, and begat sons and daughters:

005:027 And all the days of Methuselah were nine hundred sixty and

nine years: and he died.

حوا دوباره پسری به مانند ابل بدنیا آورد كه او را ست seth نامیدند، ست دارای پسری به نام انوش و انوش پدر كاینان و او پدر ماهالالیل و او پدر جارد و او پدر انوخ و او پدر متوصلاح و او پدر لامخ و او پدر نوح بود. سطرهای بالا حاوی جزئیاتی در باره طول عمر افراد و برخی اتفاقات متفرقه هستند.

005:028 And Lamech lived an hundred eighty and two years, and begat a

son:

005:029 And he called his name Noah, saying, This same shall comfort

us concerning our work and toil of our hands, because of the

ground which the LORD hath cursed.

005:030 And Lamech lived after he begat Noah five hundred ninety and

five years, and begat sons and daughters:

005:031 And all the days of Lamech were seven hundred seventy and

seven years: and he died.

005:032 And Noah was five hundred years old: and Noah begat Shem, Ham,

and Japheth.

لامخ گفت این پسر (نوح) مانند ما از تنگی و نگرانی زمین كه خداوند آنرا نفرین و نابارور كرده است نجات خواهد داد. نوح در پانصد سالگی سه فرزند به نام شم و هام و جفث داشت، در این زمان فرزندان آدم زیاد شده و در زمین پراكنده شده بودند.

006:001 And it came to pass, when men began to multiply on the face of

the earth, and daughters were born unto them,

006:002 That the sons of God(nephilim, deamons, fallen ones saw the daughters of men that they were fair; and they took them wives of all which they chose.

در این زمان نفیلیم (فرشتگان فرو افتاده، دیو های رانده شده) دختران انسان را دیدند و با آنها به میل و رغبت خودشان ازدواج كردند.

006:003 And the LORD said, My spirit shall not always strive with man,

for that he also is flesh: yet his days shall be an hundred

and twenty years.

در همین زمان خداوند گفت روح من (كه در بدن انسان حلول كرده) شایسته نیست در این بدن خاكی مدت زیادی بماند، پس عمر انسان كوتاه گشت(حدود یكصد و بیست سال).

006:004 There were giants in the earth in those days; and also after

that, when the sons of God(nephilim, deamons, fallen ones) came in unto the daughters of men, and they bare children to them, the same became mighty men which were of old, men of renown.

قبل از آمیزش نفیلیم با برخی انسانها، بیشتر انسانها دیگر مانند آدم عظیم الجثه نبودند، ولی فرزندان نفیلیم بار دیگر تبدیل به انسانهائی عظیم گشتند.

[235279_f496.jpg]

006:005 And God saw that the wickedness of man was great in the earth,

and that every imagination of the thoughts of his heart was

only evil continually.

این نسل جدید بسیار بداندیش و شیطان صفت بود و هركار زشتی انجام میداد.

006:006 And it repented the LORD that he had made man on the earth,

and it grieved him at his heart.

006:007 And the LORD said, I will destroy man whom I have created from

the face of the earth; both man, and beast, and the creeping

thing, and the fowls of the air; for it repenteth me that I

have made them.

خداوند بسیار ناراحت و دلشكسته گشت چرا كه او انسانها را آفریده بود، پس (به نوح) گفت من همانطور كه انسانها را آفریدم آنها را نابود میكنم و همچنین درندگان و گیاهان زمین و پرندگان آسمان را (به سبب دستكاری و دخالت نفیلیم در آفرینش و ژنتیك موجودات روی زمین و پدید آمدن موجودات پلید و عجیب الخلقه).

006:008 But Noah found grace in the eyes of the LORD.

006:009 These are the generations of Noah: Noah was a just man and

perfect in his generations, and Noah walked with God.

006:010 And Noah begat three sons, Shem, Ham, and Japheth.

006:011 The earth also was corrupt before God, and the earth was

filled with violence.

006:012 And God looked upon the earth, and, behold, it was corrupt;

for all flesh had corrupted his way upon the earth.

006:013 And God said unto Noah, The end of all flesh is come before

me; for the earth is filled with violence through them; and,

behold, I will destroy them with the earth.

ولی نوح در چشمان ارباب بخشندگی و ظرافت عمل را دید، از انجائی كه نوح دارای آفرینش پاك و خالص بود (انسانهای دیگر دارای ژنتیك مختلط بودند) با ارباب قدم میزد و ارباب به او گفت كه زمین (بخاطر دخالت شیاطین) پر از وحشیگری و جنایات شده است وحتی خود زمین بواسطه آلودگی موجودات روی آن آلوده شده است، پس همه را یكجا نابود خواهم كرد.

006:014 Make thee an ark of gopher wood; rooms shalt thou make in the

ark, and shalt pitch it within and without with pitch.

006:015 And this is the fashion which thou shalt make it of: The

length of the ark shall be three hundred cubits, the breadth

of it fifty cubits, and the height of it thirty cubits.

006:016 A window shalt thou make to the ark, and in a cubit shalt thou

finish it above; and the door of the ark shalt thou set in the

side thereof; with lower, second, and third stories shalt thou

make it.

006:017 And, behold, I, even I, do bring a flood of waters upon the

earth, to destroy all flesh, wherein is the breath of life,

from under heaven; and every thing that is in the earth shall

die.

006:018 But with thee will I establish my covenant; and thou shalt

come into the ark, thou, and thy sons, and thy wife, and thy

sons’ wives with thee.

006:019 And of every living thing of all flesh, two of every sort

shalt thou bring into the ark, to keep them alive with thee;

they shall be male and female.

006:020 Of fowls after their kind, and of cattle after their kind, of

every creeping thing of the earth after his kind, two of every

sort shall come unto thee, to keep them alive.

006:021 And take thou unto thee of all food that is eaten, and thou

shalt gather it to thee; and it shall be for food for thee,

and for them.

006:022 Thus did Noah; according to all that God commanded him, so did

he.

پس نوح همانطور كه ارباب گفته بود كمانی از چوب ساخت و به اراده خداوند از هر موجودی یك جفت پاك و خالصش در آن كمان(كشتی) جمع گشتند و نوح با خانواده اش بهمراه آذوقه و غذای كافی در آن جای گرفتند.

007:001 And the LORD said unto Noah, Come thou and all thy house into

the ark; for thee have I seen righteous before me in this

generation.

007:002 Of every clean beast thou shalt take to thee by sevens, the

male and his female: and of beasts that are not clean by two,

the male and his female.

007:003 Of fowls also of the air by sevens, the male and the female;

to keep seed alive upon the face of all the earth.

007:004 For yet seven days, and I will cause it to rain upon the earth

forty days and forty nights; and every living substance that I

have made will I destroy from off the face of the earth.

و خداوند به نوح گفت در كشتی بشین كه من از هر حیوان و گیاه و پرنده ای یك جفت خالص و پاكش را در كشتی جای داده ام.( و حتی تعدادی از ناپاكنشان را؟؟؟؟؟) و در هنگان طوفان نوح ششصد سال داشت.

007:018 And the waters prevailed, and were increased greatly upon the

earth; and the ark went upon the face of the waters.

007:019 And the waters prevailed exceedingly upon the earth; and all

the high hills, that were under the whole heaven, were

covered.

007:020 Fifteen cubits upward did the waters prevail; and the

mountains were covered.

007:021 And all flesh died that moved upon the earth, both of fowl,

and of cattle, and of beast, and of every creeping thing that

creepeth upon the earth, and every man:

007:022 All in whose nostrils was the breath of life, of all that was

in the dry land, died.

و آب انقدر بالا آمد كه تمامی سطح زمین را پوشاند و از قله بلند ترین كوه پانزده ذراع (حدود هفت متر) ارتفاع داشت صد و پنجاه روز و شب اینگونه بود تا هر موجودی كه نیاز به تنفس داشت و در زمین خشك مانده بود از بین رفت.

007:023 And every living substance was destroyed which was upon the

face of the ground, both man, and cattle, and the creeping

things, and the fowl of the heaven; and they were destroyed

from the earth: and Noah only remained alive, and they that

were with him in the ark.

007:024 And the waters prevailed upon the earth an hundred and fifty

days.

008:001 And God remembered Noah, and every living thing, and all the

cattle that was with him in the ark: and God made a wind to

pass over the earth, and the waters asswaged;

008:002 The fountains also of the deep and the windows of heaven were

stopped, and the rain from heaven was restrained;

008:003 And the waters returned from off the earth continually: and

after the end of the hundred and fifty days the waters were

abated.

008:004 And the ark rested in the seventh month, on the seventeenth

day of the month, upon the mountains of Ararat.

سپس ارباب نوح را به یاد آورد و بادی در زمین وزید و شكاف آسمان و چشمه زمین بسته شدند و پس از هفت ماه و هفت روز كمان نوح در قله كوه آرارات نشست.

008:005 And the waters decreased continually until the tenth month: in

the tenth month, on the first day of the month, were the tops

of the mountains seen.

ولی تا ماه دهم طول كشید كه قله كوهها دیده شود.

نوح برای خداوند قربانگاهی ساخت و حیوانات ناپاك و ناخالص را در آن سوزاند، پس ارباب وقتی بوی خوبی از آتش شنید با خود گفت كه دیگر نخواهم گذاشت كار به اینجا بكشد تا مجبور به نفرین زمین شوم و همه موجودات را نابود كنم، ای نوح در زمین پخش شوید و از هر چه روئیدنی و حیوانات است روزیتان را بجوئید مگر گوشتی كه در آن خون جاری است، چرا كه خون موجودات از آن من است و من خون انسانها را از درندگان و دیگر انسانها خواهم ستاند، پس هر كه خون فردی را بریزد خون خودش باید ریخته شود و …..

http://a1.phobos.apple.com/us/r1000/036/Purple/8a/b5/60/mzl.lgxkeafr.320x480-75.jpg

Book of the cave of the treasures. كتاب مقدس مسیحیان كه ریشه در دانش مصریان از تاریخ بشر دارد

[The Creation of Adam.]

(همه میدانیم كه انسان گونه ها بیش از یك میلیون سال پیش بر روی زمین وجود داشته اند، انچه كه بعنوان داستان خلقت آدم نقل شده به احتمال زیاد ماجرای دستكاری و تكامل دادن این گونه ها توسط خدایان_فرشتگان) و سپس كینه ورزی صاحبان قبلی زمین نسبت به این لطف و كمك بوده است، از آنجائی كه نقل میشود خدایان انسان را به شكل خود آفریدند بنظر میاید علت این انتخاب این بوده كه چون نژادهای انسان گونه كه برروی زمین پدید آمده بودند شباهت زیادی با نژادهای پیشرفته آسمانی داشتند خدایان به این نتیجه رسیدند كه این موجود پدید آمده بر روی زمین استعداد زیادی برای پیشرفت و تعالی دارد.

وجه تسمیه “غار گنجها” این است كه در این كتاب نقل شده آدم هدایائی كه از خدایان و فرشتگان دریافت كرده بود را در غاری كه اكنون زیر دریاچه نمك در اسرائیل قرار دارد قرار میداده است و این كتاب چون توصیفات زیادی از این ابزار و ادوات ارائه كرده است به كتاب غار گنجها معروف شده است.)

Now the formation of Adam took place in this wise: On the Sixth Day, which is the Eve of the Sabbath, at the first hour of the day, when quietness was reigning over [Fol. 4b, col. 2] all the Ranks [of the Angels], and the hosts [of heaven], God said, “Come ye, let Us make man in Our image, and according to Our likeness.” Now by this word “Us” He maketh known concerning the Glorious Persons [of the Trinity]. And when the angels heard this utterance, they fell into a state of fear and trembling, and they said to one another, “A mighty miracle will be made manifest to us this day [that is to say], the likeness of God, our Maker.” And they saw the right hand of God opened out flat, and stretched out over the whole world; and all creatures were collected in the palm of His right hand. And they saw that He took from the whole mass of the earth one grain of dust, and from the whole nature of water one drop of p. 52 water, and from all the air which is above one puff of wind, and from the whole nature of fire a little of its heat and warmth. And the angels saw that when these four feeble (or inert) materials were placed in the palm of His right hand [Fol. 5a, col. 1], that is to say, cold, and heat, and dryness, and moisture, God formed Adam. Now, for what reason did God make Adam out of these four materials unless it were [to show] that everything which is in the world should be in subordination to him through them? He took a grain from the earth in order that everything in nature which is formed of earth should be subject unto him; and a drop of water in order that everything which is in the seas and rivers should be his; and a puff of air so that all kinds [of creatures] which fly in the air might be given unto him; and the heat of fire so that all the beings that are fiery in nature, and the celestial hosts, might be his helpers.

و در روز ششم از آفرینش خداوند تمام فرشتگان و ساكنان آسمان را در پیشگاه خود حاضر كرد و به آنها گفت: بیائید آدم را در تصور خود پدید آوریم به بهترین شكلی كه دوست داریم و مانند من، در میان فرشتگان ولوله و هراسی افتاد و گفتند كه معجزه ای عظیم در حال رخ دادن است، موجودی شبیه به خدا آفریده میشود! خداوند دست راستش را گشود و از بالای سر تمام موجودات و جهانها گذشت تا به زمین رسید و یك دانه خاك از زمین برداشت، یك قطره آب از میان آبها، یك فوت از گازها و یك شعله از آتش، باشد كه آدم بتواند بر تمامی عناصر خلقت تسلط یابد.

God formed Adam with His holy hands, in His own Image and Likeness, and when the angels saw Adam’s glorious appearance they were greatly moved by the beauty thereof. For they saw [Fol. 5a, col. 2] the image of his face burning with glorious splendour like the orb of the sun, and the light of his eyes was like the light of the sun, and the image of his body was like unto the sparkling of crystal. And p. 53 when he rose at full length and stood upright in the centre of the earth, he planted his two feet on that spot whereon was set up the Cross of our Redeemer; for Adam was created in Jerusalem. There he was arrayed in the apparel of sovereignty, and there was the crown of glory set upon his head, there was he made king, and priest, and prophet, there did God make him to sit upon his honourable throne, and there did God give him dominion over all creatures and things. And all the wild beasts, and all the cattle, and the feathered fowl were gathered together, and they passed before Adam and he assigned names to them; and they bowed their heads before him; and eveything in nature worshipped him [Fol. 5b, col. 1], and submitted themselves unto him. And the angels and the hosts of heaven heard the Voice of God saying unto him, “Adam, behold; I have made thee king, and priest, and prophet, and lord, and head, and governor of everything which hath been made and created; and they shall be in subjection unto thee, and they shall be thine, and I have given unto thee power over everything which I have created.” And when the angels heard this speech they all bowed the knee and worshipped Him.

پس زمانی كه آدم مطابق خواست و تصور خدا آفریده میشد، فرشتگان دیدند كه صورتی مانند خورشید دارد و نور چشمانش مانند اشعه آن است و بدنش همچون بلوری(كریستالی) است كه بدور آن برق و صاعقه میگردد، پس زمانی كه آدم به آفرینش كامل رسید پایش را در جائی گذاشت كه نجاتبخش ما به صلیب كشیده شد، اورشلیم كه محل حكومت و تخت پادشاهیست، و تمام درندگان و پرندگان و هرچه آفریده شده بود به دور او آمدند و یكایك در مقابل او قرار یافتند و او به هر یك اسمی داد، هر موجودی با شنیدن اسم خود سر تعظیم فرود میاورد و دور میشد و تمام طبیعت او را پرستیدند. و ندائی از خداوند بر آدم آمد: آگاه باش كه من تو را پادشاه، روحانی و پیامبر و ارباب و سرآمد قرار دادم و هرچه افریدم در خدمت توست و تو بر همه قدرت داری. فرشتگان چون این را شنیدند همه زانو زدند و آدم را پرستیدند.

[NOTES.-- The Egyptian and Ethiopian Churches have a tradition that the angels were not all created at the same time. The great archangel Michael, who is called the "Angel of the Face," and all his Rank of angels were created in the first hour of Friday, the Priests in the second, the Thrones in the third, the Dominions (or Sultâns) in the fourth, the Lords in the fifth, the Powers in the sixth, the Tens of Thousands in the seventh, the Governors in the eighth, the Masters in the ninth. After the Governors the Rank of angels governed by Satan were created, and then the Tenth Rank.

According to a Coptic tradition preserved in the Discourse on Abbatôn, the Angel of Death, by Timothy, Archbishop of Rakoti (Alexandria), the clay of which Adam was made was brought by the angel Mûrîêl from the Land of the East

كلیسای مصر و اتیوپی اعتقاد سنتی دارند كه ابتدا فرشته بزرگ میكائیل و همنوعانش، سپس فرشتگان موبد، بعد تاجداران، سلطه وران، اربابان، قدرتمندان ، ده هزارگان، حاكمان، روسا، شیاطین و سپس رده دهم آفریده شده اند.

مطابق كتاب "سخنان فرشته مرگ، آباتون"، برخی از فرشتگان بزرگ (رده میكائیل و همنوهانش) مامور آفرینش آدم شدند، فرشته ای بنام "موریل" گل رس را از شرق اورد و.........

[THE REVOLT OF SATAN, AND THE BATTLE IN HEAVEN.]

And when the prince of the lower order of angels saw what great majesty had been given unto Adam, he was jealous of him from that day, and he did not wish to worship him. And he said unto his hosts, “Ye shall not worship him, and ye shall not praise him with the angels. It is meet that ye should worship me, because I am fire and spirit; and not that I should worship a thing of dust, which hath been fashioned of fine dust.” And the Rebel meditating these things [Fol. 5b, col. 2] would not render obedience to God, and of his own free will he asserted his independence and separated himself from God. But he was swept away out of heaven and fell, and the fall of himself and of all his company from heaven took place on the p. 56 Sixth Day, at the second hour of the day. And the apparel of their glorious state was stripped off them. And his name was called “Sâtânâ” because he turned aside [from the right way], and “Shêdâ” because he was cast out, and “Daiwâ” because he lost the apparel of his glory. And behold, from that time until the present day, he and all his hosts have been stripped of their apparel, and they go naked and have horrible faces.

كودتای ساتان:

یك ساعت پس از آفرینش ادم وقتی كه ساتان، شاهزاده فرشتگان دست پائین، افتخار و عظمت اعطا شده به آدم را دید به او حسادت كرد و به دسته خود گفت: شما نباید مانند دیگر فرشتگان او را بپرسید و باید مرا بپرستید چرا كه من از آتش و شبه ساخته شده ام و او از خاك خوب، پس با اراده خویش كه خداوند به او آزادی داده بود بر خداوند شورید و استقلال خویش را اعلام كرد، ولی از آسمان بیرون رانده شد همراه با دسته اش، و افتخارش از او گرفته شد، او را “ساتانا” خواندند چون از راه راست روگرداند، “دایوا” چون افتخارش را از دست داد و “شدا” چون اخراج شد.

و آگاه باشید كه از آن زمان تا كنون دسته فرشتگان تحت فرمان او از ظاهر خود محروم و ملعون شده اند، بدون لباس و عریان زندگی میكنند و دارای ظاهر و چهره ای وحشتناك و تهوع آور میباشند.

http://www.toshop.com/alien/alien6.gif

http://www.100megsfree4.com/farshores/ufo04c18.gif

[NOTES.--The Fathers of the Egyptian and Ethiopian Churches treat the story of the Fall of Satan in great detail. According to them he declared to himself that he would set his throne above the stars, p. 57 and make himself equal to God. One week after the creation of Adam, Satan declared war on the hosts of Almighty God. These were commanded by Michael and consisted .The angels uttered their battle cries and began to fight, but Satan charged them and dispersed them; they reformed, but again Satan charged them and put them to flight. Then God gave the angels the Cross of Light, And when they attacked the hosts of darkness under this Cross, Satan became faint, and he and his forces withdrew, and Michael hurled them down to hell.

در كلیسای مصر و اتیوپی داستان شورش ساتان با جزئیات بیشتری بیان گشته، ساتان اعلام میكند كه باید بر عرش بالای ستارگان و در كنار جایگاه خدا بنشیند، و پس از افرینش آدم او به دسته تحت فرمان خداوند اعلان جنگ میكند، لشكر خدا كه تحت فرمان میكائیل بود وارد جنگ شدند ولی دوبار از شیطان شكست خوردند، تا اینكه خداوند به آنها صلیب نور را داد (افسانه پدر، پسر و روح مقدس از اینجا چشمه گرفته است) و فرشتگان تحت نور صلیب به لشكریان تاریكی حمله كردند تا ساتان ناتوان گشت و با نیروهایش عقب نشست و میكائیل اورا به پائین و جهنم درون زمین راند.

[From the Book of the Mysteries of Heaven and Earth.] The prototype of the great fight in heaven between the powers of light and darkness is found in p. 58 ancient Egyptian religious texts, in more than one form. In the oldest form Set, , the Devil, rebels against Her-ur, , the god of heaven, whose chief symbols are the sun and moon, and is utterly defeated. In the next form Set attacks the Sun-god R¯a, , and is destroyed by him; the great ally of Set, called ¯Apep (Apôphis), , and all his fiends and devils (the Sebau), , are defeated and burnt up daily. In another form Set makes war on Horus, the son of Osiris, and on Osiris himself, and is defeated utterly. The Coptic version of the legend was borrowed from the old hieroglyphic texts, and then Christianized.

داستانی مشابه داستان نقل شده در نوشته های هیگروگیلف مصر باستان كشف شده است كه بیان میكند ست و آپوفیس بر ضد هوروس شورش كردند تا اینكه رع خدای خورشید پس از شكست اوسیریس از ست، آندو را با شیاطین و دیوهایشان شكست داد و سوزاند.

بنظر میاید این داستان اصالتا متعلق به دین مسیح نبوده است و بعدا مسیحائی شده است.

در قسمت ذیل، جون مسیحیان مفاهیمی كه دلخواهشان نبوده را از متن اصلی حذف كرده بودند، برخی نكات را كه در منابع دیگر نقل میشود را در داخل گیومه اورده ام:

SATAN’S ATTACK ON ADAM AND EVE.]

حمله ساتان به آدم و حوا

And when Satan saw that Adam and Eve were happy and joyful in Paradise, that Rebel was smitten sorely with jealousy, and he became filled with wrath. [when] serpant saw Eve by herself [Fol. 7a, col. 1], he called her by her name. And when she turned round towards him, she saw her own form [reflected] in him, and she talked to him; and Satan led her astray with his lying words, because the nature of woman is soft (or, yielding).

And when Eve had heard from him concerning that tree, straightway she ran quickly to it, and she plucked the fruit of disobedience from the tree of transgression of the command, and she ate. Then immediately she found herself stripped naked, and she saw the hatefulness of her shame, and she ran away p. 65 naked, and hid herself in another tree, and covered her nakedness with the leaves thereof. And she cried out to Adam, and he came to her, and she handed to him some of the fruit of which she had eaten, and he also did eat thereof. And when he had eaten he also became naked, and he and Eve made girdles for their loins of the leaves of the fig-trees; and they were arrayed in these girdles of ignominy for three [Fol. 7a, col. 2] hours. At mid-day they received [their] sentence of doom. And God made for them tunics of skin which was stripped from the trees, that is to say, of the bark of the trees, because the trees that were in Paradise had soft barks, and they were softer than the byssus and silk wherefrom the garments worn by kings are made. And God dressed them in this soft skin, which was thus spread over a body of infirmities.

So Adam and Eve went down from that holy mountain [of Eden] to the slopes which were below it, and there Adam knew Eve his wife. [A marginal note in the manuscript says that Adam knew Eve thirty years after they went forth from Paradise.] And Eve conceived and brought forth Cain and Lebhûdhâ, his sister, with him; and Eve conceived again and she brought forth Hâbhîl (Abel) and Kelîmath, his sister, with him.

وقتی ساتان دید كه آدم و حوا در بهشت با خوشحالی زندگی میكنند و كودتای او شكست خورده است وجودش سراكنده از خشم شد، مار خود را به شكل حوا درآورد و به نزد او رفت و او را با نامش خواند، وقتی كه حوا برگشت با تعجب خویش را دید، (( مار به حوا گفت اگر از میوه ممنوعه بخورید دارای شعوری میشوید كه خداوند نمیخواهد داشته باشید)) حوا با شنیدن سخن مار دوان دوان به سمت درخت ممنوعه رفت و میوه اش را خورد، در این هنگام حوا پی برد كه عریان است پس از شرم به میان درختان دوید و خود را با برگهای پهن پوشاند، سپس با فریاد آدم را خواند و وقتی آدم او را یافت او نیز از میوه ممنوعه خورد و متوجه عریانی خویش شد و خود را با برگ پوشاند، آندو سه ساعت را در شگفتی سپری كردند تا اینكه در هنگام ظهر خداوند فرمان اخراج آنها از كوه عدن را صادر كرد و آنها به دامنه كوه رانده شدند و خداوند به آنها پوستینهائی داد تا خود را بپوشانند، در دامنه كوه كین(قابیل) و خواهر دوقلویش “لب هود ها” و سپس ابل (هابیل) و خواهر دو قلویش “كلیماث” به دنیا آمدند.

(پس كاری كه ساتان برای انسان انجام داد فقط از روی دشمنی با خدا و خشم بود، حالا چه خوب یا چه بد).

بقیه داستان تا پس از طوفان نوح مطابقت با متن كتاب عهد عتیق دارد و از ذكر آن صرف نظر كردم.

The Migration to the land of Sêntar.]

مهاجرت به سرزمین سنتار (پس از طوفان)

And in the days of Peleg all the tribes and families of the children of Noah gathered together, and went up from the East. And they found a [Fol. 22a, col. 1] plain in the land of Sên`ar (Shinar ?), and they all sat down there; and from Adam until this time they were all of one speech and one language. They all spake this language, that is to say, SÛRYÂYÂ (Syrian), which is ÂRÂMÂYÂ (Aramean), and this language is the king of all languages..

در عهد فرمانروائی پلگ خانواده و قبیله نوح همگی باهم از مشرق به سمت غرب حركت میكردند (زندگی كوچ نشینی داشتند) تا اینكه دشتی را در سرزمین سنتار یافتند و همگی در آنجا ساكن گشتند، و از زمان آدم تا آنموقع تمامی انسانها به یك زبان سخن میگفتند كه نام آن زبان سریانی (آرامی) است كه مادر تمام زبانهاست.

[Fol. 22a, col. 2.] And in the days of Peleg the Tower which is in Babel was built, and there the tongues of men were confounded. [A marginal note says, "the division of tongues p. 133 took place at midnight."] And from that place they were scattered over the face of all the earth;

و در روزگار فرمانروائی پلگ برج بابل ساخته شد كه منجر به ((خشم خداوند و)) تقسیم و جداسازی انسانها و اختلاف زبانها و ادیان گشت و تمامی این اتفاقات در میانه شب روی داد.

[NOTE.-- "Babel" is a transcription of the syrian words "Bâb-ilu," which mean "Gate of God," and which are the Semitic translation of the Sumerian words KA-DINGIRRA-KI.]

http://www.artknowledgenews.com/files2008a/Aramaic_Apocryphon_of_Daniel.jpg

نكته: كلمه بابل تركیب دو لغت سریانی باب – ایلو به معنای دروازه ایلو (نام خدا، همان اله یا الله) است كه ترجمه سومریش میشود كا- دینگیرا- كی.

And after the division of tongues Peleg died in great sorrow, and with tears in his eyes and grief in his heart, because in his days the earth was divided. And his son Reu, and Serug, and Nâhôr buried him in Peleghîn, the city which he had built after his own name. And there were seventy-two tongues in the earth, and seventy-two heads of tribes (or families), and each tribe and tongue made unto themselves a chief like a king.

و پس از متفرق شدن انسانها و زبانها پلگ با ناراحتی و چشمانی اشكبار و قلبی اندوهگین جان سپرد، چرا كه در دوران او زمینیان تقسیم گشتند، پسرانش راو، سراگ و ناهور او را در شهر پلگین ،كه خودش ساخته بود، دفن كردند.

در اینهنگام انسانها به 72 قبیله تقسیم گشته بودند كه هریك زبان و سلطنت جداگانه داشتند.

[The Posterity of Japhet.]

And the seed of Japhet became thirty-seven nations and kingdoms: Gomer (Goths), Magog (Galatians), Madai (Medes), Javan (Greeks), Tûbîl (Bithynians), Meshech (Mysians), Tîras (Thracians), and the Anshklâyê.

37 قوم از فرزندان جفث پسر نوح بودند:گومر یا همان گوگ(یاجوج، goth ، اجداد روسها، اسلاوها، ژرمنها، آریانیان و…) ماگوگ(تركها، گالاتیان) ، مدس، یونانیان، بیسیان، میسیان، تراكیان و اشكنازیان (تركان خزری،یهودیان قفقازی).

From Gomer sprang the Ashkenaz (Turkish jews), Danphar (Cappadocians), Togarmah and the Isaurians.

از گومر اشكنازیان و كاپادوكیان و توگراماه و ایسوریان بوجود آمدند.

From Javan sprang Halles (Hellas), Tarshish, Cilicia, Cyprus, Kittim, Doranim (see Gen. x. 4), and the Macedonians. Book of the Bee (chapter xxii).]

از جاوان (جد یونانیان) هلاسیان، مردم تارشیش، سیلیسیان، قبرسیان، كیتیمیان، مردم دورانیم و مقدونیان منشعب گشتند.

And the sons of Hâm–Kûsh (Nubia), and Mesrîm (Egypt), and Pôt, and Canaan, and all their children.

از فرزندان هام: نوبیان، مصریان، پاتیان و كنعانیان و فرزندانشان بوجود آمدند.

And the sons of Shem–`Îlâm (Elamites), and Âshôr (Assyrians), and Arpakhshar (Persians ), and Lôdh (Lud), and Ârâm (Arameans, Damascenes, and Harranites), and all their children.

و اقوامی كه فرزند شام پسر نوح بودند: ایلامیان، آشوریان، آرپاخشار (ایرانیان) لوتیان و آرامیان و دمشقیان و هرانیان(جد اعراب) و فرزندانشان.

Now the children of Japhet clung to the borders of the east, from the Mountain of Nôdh, which is on the confines of the east, to the Tigris and the confines of the north, and from Baktôrônôs (Bactria ?) as far as Gadhrîôn (Gadarea ?).

فرزندان جفث در شمال و شرق ، از نود تا تیگریس و از باكتریا (بلخ) تا كناره های شمالی ساكن گشتند (همه میدانیم ماوی و مبدا اقوام بلوند منطقه شمال دریای خزر بوده است)

And the children of Shem held from Persia [in] the east as far as the sea of Tadhrasnkôs in the west; unto them belongeth the middle of the earth, and they held sovereignty and dominion therein. The children of Shem occupy all the southern and a little of the western quarter

و فرزندان شام (ایرانیان و سایر مردم خاورمیانه تا هند) در سرزمین پرشیا، كه از شرق تا دریای تادرانكوس(مدیترانه) در غرب بود ساكن گشتند و در آنجا شاهنشاهی و سلطنت بپا كردند. فرزندان شام تمام منطقه جنوب و كمی از غرب را تصرف كردند.

wheat

The angel said that after Adam and Eve were driven forth from Paradise they were banished to Havilah (Gen. ii. 11), “Where they suffered greatly because they could not eat the poor food which the country produced. The pangs of hunger vexed them sorely, and at length they cried out to God and told Him that they were starving. Our Lord, the Word, had pity upon them, and said to His Father, “Behold, the man whom we have created in Our image and likeness is an hungered; now, if it be Thy will, do not let him die before Thy face.” In reply God said to Him, “If Thou art moved with compassion for the man whom We have created, and who hath rejected My commandment, go Thou and give him h He sealed the worlds of light, and then gave it to our Lord and told Him to give it to Michael, the archangel, who was to give it to Adam and teach him how to sow and reap it. Michael found Adam by the Jordan, who as he had eaten nothing for eight days was crying to God for food, and as soon as Adam received the grain of wheat, he ceased to cry out, and became strong, and his descendants have lived on wheat ever since. Water, wheat and the throne of God “are the equals of the Son of God.” See Brit. Mus. MS. Oriental No. 7026, Fol. 5aff (ed. Budge, Coptic Apocrypha, p. 244).

آشنائی انسان با گندم موضوع یكی از فصلهای كتاب بود :

فرشته گفت: زمانی كه آدم و حوا از بهشت عدن بیرون شدند گرسنگی به آنها غلبه كرد چرا كه غذائی كه در زمین یافت میشد بسیار اندك و ضعیف بود، ارباب دید كه آدم از گرسنگی گریه میكند، پس به خداوند گفت” انسان كه ما او را آفریدیم اكنون گرسنه است، اجازه نده در پیش چشمانت بمیرد” پس خداوند گفت با اینكه او سخن نورانی و فرمان ما را رد كرد اگر میخواهی به او مهربانی و رحمت نشان ده. پس فرمانش را به ارباب و او به میكائیل داد، و میكائیل گندم را به انسان معرفی كرد و به او یاد داد كه چگونه آن را آرد كند و بپزد. میكائیل آدم را در جردن(اردن) یافت در حالی كه 8 شبانه روز چیزی نخورده بود و مشغول گریه بود، ولی با دریافت گندم قوی شد و از آن پس فرزندان آدم بر پایه گندم زندگی میكنند

]]>