تبلیغات
اسرار زمین - مطالب فروردین 1389
اسرار زمین

all tha world is a puzzle

موجوداتی اسرار آمیز به نام chupa-cabra

چهارشنبه 25 فروردین 1389

chupa-cabra موجوداتی به نام

Chupacabra 

یک لغت اسپانیایی است که به معنای (مکنده ی بز)است chupa-cabra

این موجودات اسرار آمیز به حیوانات اهلی حمله کرده و تمامی خون بدن آنها را می مکند بنا بر گزارشات این موجودات مرموز بیشتر در آمریکای جنوبی دیده شده اند

اولین گزارش که در سال 1995 اتفاق افتاد از پیدا شدن جسد هشت گوسفند خبر می داد که تمامی خون بدن آنها به طور کامل تخلیه شده بود و اثر چند سوراخ که توسط دندان بوجود آمده بود در قسمت سینه ی آنها دیده می شد

در گزارشات بعد از پیدا شدن اجساد دیگر حیوانات اهلی از جمله مرغ بوقلمون بز و... خبر میداد

برخی نظرات در مورد این موجود عجیب

1)برخی معتقدند که این موجود ممکن است چیزی بین خون آشام و آدم گرگی باشد زیرا چند تن که این موجود را کشته و از آن عکس تهیه کرده اند می گویند بدنی به بلندی 150 سانتی متر و پنجه هایی مانند گرگ دارد(همان طور که در عکس مشخص است

chupacabras_body.jpg

2)برخی معتقدند که ممکن است منشائی فضایی داشته باشد زیرا طبق گزارشات تعداد سوراخهایی که بر اثر دندان نیش ایجاد شده بود سه عدد بوده است واین غیر معمول است زیرا تمامی درندگان بر روی زمین تنها دو دندان نیش دارند

3)بعضی اعتقاد دارند که ممکن است این موجود بر اثر تحقیقات ژنتیکی دانشمندان بر روی موجودات درنده و ادغام چند ژن ازاین موجودات بوجود آمده باشد

4)یکی دیگراز نظرات این است که این موجود ممکن است جزو خانواده دیوها باشد ولی این نظریه چندان درست نیست زیرا بر طبق افسانه ها دیوها قامتهایی بلند داشته اند و قربانی خود را از هم میدریدند ولی این موجود قد کوتاه دارد و فقط خون قربانی

من هم از این موجود اطلاعات زیادی ندارم اگرشما دارید در قسمت نظرات برای من بنویسید

البته من از بعضی از قدیمیها سوال کردم یه چیزهایی از وجود چنین موجودی در روستا های ایران به من گفتند حالا اگر شما خبر دارید برام بنویسیدطعمه اوست


تمدنهای زیر زمینی

یکشنبه 22 فروردین 1389

یک پدیده غیر عادی که آمیخته با روایات عجیب و غریب محلی بود, باعث شد تا توجه دانشمندان روسی را بسوی یک چاه بی انتها در جمهوری" اذربایجان " جلب نماید . دیواره ان چاه نور ابی رنگ مبهمی را انتشار میداد و صداهای عجیب و غریب زوزه یا سوت مانند از داخل ان بگوش میرسید . انطور که دانشمندان پی بردند هیچ چیز غیر عادی در انجا وجود نداشت . تعدادی از محققان تا عمق معینی از چاه پائین رفتند و در همان حال تعدادی نیز شکافها و سوراخ های اطراف ان محل را مورد کاوش قرار دادند – تا ببینند ارتباطی بین انها وجود دارد یا نه, وبیش از انچه انتظار داشتند یافتند . شبکه عظیمی از تونلهای زیر زمینی که بعدا" معلوم گردید با تونل های زیر زمینی "گرجستان" و "قزاقستان" نیز مربوط میباشند . ابتدا چنین تصور شد که انها متعلق به عصر ماقبل تاریخ است, زیرا در نزدیکی مدخل انجا استخوانهای انسانها و نقاشیها و خطوط نوشتاری مشاهده شد . اما تحقیقات بیشتر معلوم کرد که استخونها خیلی جدیدتر از خطوط و نقاشی هاست . همچنین معلوم گردید که اکثر تونلها به غارهایی که در کنار کوه کنده بودند, منتهی میشود . این تونلها نیز با سنگ ملاط اهک مسدود شده و مانع کاوش مناسب می شد . با وجود اینها تشکیل یک سیستم عریض قابل تردد را می داد که بعضی ها دایره ای ( چهار سو یا محل تلاقی چندین معبر ) و بعضی ها به صورت دالانهای کوتاه بن بست بودند و در سرتاسر ان چاه ها, کانالهایی انقدر باریک وجود داشت که حتا یک کودک هم نمیتوانست از داخل ان عبور نماید . یکی از تونلهای بزرگ ان که قابل تردد بود, بعد از مسافت قابل ملاحظه ای به یک هال وسیع زیر زمینی منتهی شد که بیش از 22 متر ارتفاع داشت . کاملا واضح بود که انجا حاصل کار موجودات با تمدن بوده است ,اما برای چه منظوری ساخته شده است.؟! تاکنون هیچ پاسخی وایده ای برای ان یافت نشده است .! شاید پاسخ به این سئوال در داخل تونلهایی که مسدود شده اند – نهفته باشد . شکل ورودی های اصلی به ان تونلها یکسان است – یعنی با دیواره های زیبای مستقیم و طاقهای کم عرض . و موضوع عجیبی که وجود دارد این است که انها تقریبا" مشابه تونلهای است که در امریکای مرکزی مشاهده شده است. در " قزاقستان " در داخل غارهای که در نزدیکی تونلها وجود دارد, نقاشی و نوشته هایی در روی دیوارهاست که شکل و مایه اصلی جهانی دارند . از ان جمله میتوان به خطوط متقاطع شبیه صلیب شکسته نازی ها که سمبل ابدیت است یا خطوط حلزونی شکل را نام برد . اما در مورد هدف کندن این تونلها – دانشمندان روسی عقیده دارند که انها بخشی از یک شبکه عظیم هستند که به طرف ایران *کشیده شده است و شاید هم به تونلهای جدیدی که بعدها در نزدیکی " امودریا " ( واقع در ترکمنستان و در نزدیکی افغانستان )کشف شده اند وصل باشند و حتی امکان دارد به دخمه های پیچ در پیچ زیر زمینی مرکز و غرب چین و تبت و مغولستان متصل باشند . بعضی از ان تونلها در سالهای 1920 و 1921 توسط " اوزندو وسکس " که یک کاوشگر روسی بود کشف شدند, خود وی عقیده داشت که مردم ان سامان از وحشت تهاجم و قتل و غارت مغولها که تحت رهبری چنگیزخان همه جا را بخاک و خون کشیدند- کنده شده است, تا بتوانند در داخل انها مخفی شوند . در این رابطه شرق شناس معروف " نیکولاس روزیخ " عقیده دارد که در جایی در اسیا یک امپراطوری عظیم زیر زمینی وجود داشت که " شمبهالا " نام داشت و از نسل انها یک ناجی جدید بشریت بصورت پهلوان " میترییا " ظهور خواهد نمود. روحانیان تبتی عقیده دارند که ان تونلها پادگان امنی بوده و حتی اخرین انها پناهندگان زیادی را از یک فاجعه عظیم نجات داده است . روایت میشود که ان مردم ناشناخته در داخل ان تونلها به یک منبع انرژی دست یافته بودند, که گویا جانشین انرژی خورشیدی بوده است . یعنی باعث رشد گیاهان و افزایش طول عمر انسانها می شده است – و گمان میرود که نور مهتابی سبز رنگی را منتشر میکرده است . باز هم نکته عجیبی که وجود دارد این است که چنین عقیده ای در افسانه های امریکا نیز وجود دارد . روایت است که یک کاوشگر در دل جنگلهای امازون دخمه تو در توی زیر زمینی را کشف کرده بود که از طریق یک فروغ جاویدان روشنایی اخذ میکرده است . ان کاوشگر در اثر حمله یک عنکبوت غول پیکر با عجله به بیرون فرار کرده بود, ولی در حین فرار شبح انسانهایی را مشاهده کرده بود که در انتهای ان دخمه در حال تردد بوده اند . بازماندگان " اینکا " ها افسانه هولناکی درباره اجداد خود نقل می کنند . طبق گفته انها اجدادشان در دل کوه ها مسکن گزیده بودند و به ندرت از انجا بیرون امده و در زیر نور ستارگان قدم می زده اند . طبق گفته " تام ویلسن " که از متخصصین نسل سرخپوستان در کالیفرنیا میباشد, تعریف می کند که دستنوشته پدربزرگ خود را که حدود 90 سال قبل زندگی میکرده و  هیچگونه اطلاعی از حکایات امریکای جنوبی نداشته را پیدا کرده – پدر بزرگ او در ان دستنوشته اشاره کرده که بر حسب اتفاق یک شهر عظیم زیرزمینی را یافته و خودش برای مدتی در میان مردمان عجیب انجا که لباسی از جنس شبیه چرم – اما نه خود چرم به تن داشتند و به زبان غریبی تکلم مینمودند و غذاهای غیر طبیعی مصرف میکرده اند را بچشم دیده و چند روزی در میان انها بسر برده بود . ایا انها باقی مانده های مردمی هستند که دارای عمر جاویدانند.؟ البته ان قبیل از دانشمندان که به موضوعات فوق طبیعی معتقدند – بلافاصله به این سئوال پاسخ مثبت خواهند داد, اما باید با احتیاط با این موضوع برخورد نمائیم . در حدود سالهای 1899 تا 1900 یک جوینده طلا به نام " وایت اژلومان" به یک گورستان زیرزمینی دست یافت . این گورستان عجیب تا امروز بسیاری از محققان و دانشمندان را در بهت و حیرت عجیبی فرو برده است . در این گورستان زیر زمینی که در سالن وسیع ان صدها جسد بحال طبیعی وجود داشت که بعضی از انها در روی صندلی های سنگی لمیده و بعضی دیگر نیز در حالات طبیعی در اطراف سالن نشسته بودند . حالات انها طوری بود که انگار مرگ انها را ناگهان غافلگیر نموده, و در حالت بیخبری به طور ناگهانی قالب تهی کرده بودند . این اجساد نیز لباسی از جنس شبیه چرم به تن داشتند و داخل ان مکان زیرزمینی نیز به وسیله یک نور سبزرنگ روشن بوده است – و در اطراف و کنار ان اجساد تندیسهای بزرگ طلائی که در زیر نور میدرخشیدند – بچشم میخورد . طبق بررسی های بعمل امده تمام اجساد در یک لحظه معین جان سپرده بودند – متاسفانه دانشمندان نتوانستند علت مرگ دستجمعی انها را بفهمند . ایا انها با انرژِی که علم امروز  از درک ان عاجز است,جان باخته

اند.؟؟!!  سرخپوستان اپاچی از تونلهای بین سرزمین خود و شهر افسانه ای " تایاهواناکو " داستانهایی تعریف می کنند و ادعا می کنند که بعضی از اجداد انها از ترس جنگجویان قبایل دیگر به داخل ان تونلها پناه برده و سالها در داخل انجا به جلو رفته و به امریکای جنوبی رسیده بودند . شاید این گونه روایات را که اپاچی ها تعریف می کنند را با دیده شک و تردید بنگریم . ولی وقتی میشنویم که روسای انها این موضوع را تائید می کنند و میگویند که تونلها به وسیله اشعه مرگباری که " صخره زنده " را منهدم میکرد, کنده شده است – دچار شگفتی می شویم . انها می افزایند که عاملان ان اشعه موجوداتی هستند که در نزدیکی ستارگان زندگی می کنند .!!! نکته پیچیده دیگر وجود چاهی در " پالنگ " میباشد . این چاه که عمقی معادل 70 متر دارد در نزدیکی معابد مایا میباشد . با بررسی های بعمل امده در این چاه –انها وقتی در عمق 45 متری به اب  رسیدند و چیزی معادل 30 متر از این چاه در اب کنده شده است.!! باور نکردنی است چون برای چنین چاهی باید ابتدا پمپی اب داخل چاه را بسرعت به بیرون بیاورد تا موقنی بتواند در اب چاه را حفر کند . نکته دوم پمپی دیگر باید هوا را از بیرون به داخل چاه هدایت کند . حال ان دستگاهها با چه انرژی کار میکردند؟ خود معمای دیگری میباشد .!! . وقتی مجددا" به موضوعات مربوط به اسیا بر میگردیم, پی میبریم که علاوه بر افسانه امپراطوری " شمبهالا " یک امپراطوری اسرار امیز زیر زمینی دیگر به نام " اگارتی " – " اگارتا " یا " اقارتی " در یک پناهگاه امن مرکزی که در یک جایی نزدیک در زیر کوههای هیمالیا قرار دارد وجود داشته است . طبق ادعای پرفسور " اوزند ووسکی " این مرکز با فرهنگ و تمدن انسانی حداقل در 60.000 (شصت هزار )سال قبل پایه گذاری گذاری شده بود . بعضی از روایات مربوط به وجود انها خیلی خیلی تخیلی  هستند و ارزش وقت تلف کردن را ندارند و از طرف دیگر هر از چندگاه یک بار شارلاتانهای جور واجور ظهور نموده و ادعا می کنند که از روحانیون والا مقام انها هستند . اما روایاتی که در مورد پروازهای فضایی مافوق انسانی مردمان ان امپراطوری به قهرمانان موجود در کتب سانسکریت هندوها بچشم میخورد که تعدادی را بفکر انداخته که علیرغم افسانه امیز بودن ان روایات, ارزش مطالعه و بررسی دقیق را دارند .به طوری که یک دانشمند امریکایی مطرح نمود است : موضوع مربوط به امپراطوری زیر زمینی " اگارتی " و دیگر معماهای کیهانی – افسانه های تبت و نعمت الهی روان شناسی تجربی** که بعضی از مردمان اسیا از ان برخوردارند و تماما" در فصول همان کتب نگاشته شده است, مربوط به افسانه تمدن " مو " میباشد . شاید روزی بتوانیم ایده هایی از محتویات کتب باقی مانده کسب نمائیم . اما چگونه و چه موقع.؟ جستجوی یک سوزن در انبار کاه در مقایسه با ان کار ساده ای میباشد و این موضوع  مورد تائید کسانی است که سعی کرده اند پرده از روی راز موجودات فضایی و یا پرستش کنندگان ستاره ها که " هسینگو " نامیده میشود – بردارند . انها از نژاد مردم چین نبودند, در یک منطقه خالی از سکنه که در ضمن اطلاعات چندانی در مورد انجا ندارم و در شمال تبت و در جنوب رشته کوه های " کان لون " واقع است – میزیسته اند . تصور بر این است که انها از ایران و سوریه به انجا امده بودند و یافته های بعمل امده یاداور فرهنگ " یوگاریت*** " میباشد . خصوصا" تصویر " بعل " که یک کلاه کله قندی بسر دارد و تن وی پوشیده از نقره است

 

 


روشنایی مرموز

شنبه 21 فروردین 1389

در حدود 5000 سال مصریان چگونه می توانستند برای ساختن اهرام داخل آن را روشن کنند؟

این سوالی بود که بسیاری از محققان و باستان شناسان به دنبال جوابی برای آن بودند.بعضی از آنها نظریاتی دادند که چند تا از آنها را بررسی می کنیم:

1)رساندن نور به وسیله ی آیینه:این نظریه در همان ابتدا رد شد زیرا  مصریان برای رساندن نور از ایینه نمی توانستند استفاده کرده باشند چون آیینه های آن زمان صفحات صیقلی آهنی بودند که به هیچ وجه برای این کار مناسب نبودند زیرا این صفحات حدود یک سوم نور را جذب و فقط دو سوم آن را منعکس میکردند به عبارت دیگر پس از سه بار جذب و انعکاس,چیزی از نور خورشید باقی نمی ماند!

2)مشعل و چراغ پیه سوز:این نظریه نیز رد شد زیرا مشعل و پیه سوز دودزا هستند و بنابراین در صورت استفاده از آنها باید آثار دوده بر درها ودیوارها باقی میماند,اما تاکنون هیچ اثری از دوده-که به علت چسبندگی باقی میماند و از لحاظ شیمیایی کاملا پایدار است-بدست نیامده است

عکس بالا نمایی از کتیبه های نقش برجسته است که در معبد دندرا قرار دارد.

شما خود قضاوت کنید وقتی برای اولین بار به این تصویر نگاه میکنید یاد چه چیزی می افتید؟

بله لامپ!آن هم در 5000 سال پیش.

آیا مصریان در 5000 سال پیش دارای تکنولوژی امروزی بوده اند؟

آیا ما در درک و ثبت وقایع اشتباه کرده ایم؟

 

 

منبع: کتاب چشمان ابوالهول


تعداد کل صفحات: (6) 1   2   3   4   5   6   

فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    نظر شما در مورد وبلاگ من چیه؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها


مترجم سایت

مترجم سایت

mouse code

كد ماوس